« سوپر « 1 » » دعوت كرده بود . رفتيم و خيلى خوش گذشت . « مستر كوك » ، آدم بامحبت ، متعارف و به قول انگليسها « جنتلمن « 2 » » است .
پنجشنبه ، پنجم محرم 1316 هجرى
با جناب آقاى « ساعد السلطنه » ، به دكان عكاسى رفته ، عكس انداختيم . هم عكس « گروپ « 3 » » و هم « على حده « 4 » » . در عكس « گروپ » ، « احمد خان » هم بود . كاغذى به « ناد على خان » اخوى به « تهران » و فرزندى « 5 » « سليمان » ، به « همدان » نوشتم .
ديروز ، « احمد خان » ، منزل خود را تغيير داد و به منزل ديگر رفت .
جمعه ، ششم شهر محرم [ 1315 ه . ق . ]
27 ماه مى فرنگى [ 1897 مسيحى ] ، سركار « ميرزا حسن على خان نواب شيرازى » را در « ايست بورن » ملاقات كردم . به منزل من تشريف آورده بودند ، نبودم . بعد ، نزديك منزل ملاقات حاصل [ شد ] و خيلى مسرور شدم .
بعد ، به اتفاق ، به مدرسه ، به ديدن جناب « ساعد السلطنه » رفتيم . ايشان را ملاقات نموده ، برگشتيم . از قرارى كه مىگفتند ، از نوكرى دولت انگليس ، خود را معاف نموده ، خطّ « آزادى » گرفتهاند ، كه مختار حركات خود باشند .
دوشنبه ، 30 مى 1898 مسيحى و نهم محرم 1316 هجرى
است ، و در اين « انگلستان » ، اين دوشنبه را « وتمندى » مىگويند ، و امروز در « انگلستان » تعطيل عامّه است . هوا مساعد و مردم از هر قبيل ، مرد و زن ، پير و جوان ، بزرگ و كوچك [ و ] از هر طبقه ، در سير و گشت و تعيّش هستند .
واقعا هركس در اين صفحات « انگلستان » باشد و وضع « راحت » و « آسايش » مردم را ببيند ، بر قدرت خداى متعال ، جلّت عظمته ، و « صنعت » و « ذكاوت » و « شعور طبيعى انسانى » ، هزار درجه به اعتقادش افزوده خواهد شد ، و ايمانش بر « يگانگى » و « حكمت » و « رأفت » و « مكرمت » خداوندى ، كاملتر خواهد گرديد .
خداوند ، ان شاء الله ، تمام نقاط روى زمين را همينطورها « نظم » و « امن » ، و مردمانش را « باغيرت » و « مسلمان واقعى » و در « آسايش » نگاه دارد .
هامش
( 1 ) .Supper.
( 2 ) . جنتلمن( gentleman )، نجيب ، اصيل ، آدم باتربيت ، آقا ، شخص محترم .
( 3 ) . گروپ( group )، گروه ، انجمن ، دسته ، جمع شدن .
( 4 ) . علىحده( ala heda )، جداگانه .
( 5 ) . فرزندم .