الحمد للّه رب العالمين ، همهء همراهان در كشتى « سلامت » [ هستند ] و دريا هم آرام است ، ولى هوا بهطورى « رطوبى » و « نمناك » است ، [ كه ] مثل « باد شرقى » عربستان ايران ، وقتى كه مىوزد ، آدم عرق مىكند ، و « عرق » هم « لزج » و « چسبنده » مىشود ؛ اين عرق هم « چسبنده » است ، مثل لعاب سريش و شيره ، كه به دست و بدن انسان ماليده شده باشد . هرچه دست را با صابون هم مىشستيم ، چاره نمىشد [ و ] باز ، وقتىكه عرق مىكرديم ، به هم مىچسبيد .
پنجشنبه ، غره ذى قعده [ 1315 ه . ق . ] و جمعه دويم [ ذى قعده 1315 ه . ق . ]
مطابق 24 و 25 مارس 1898 مسيحى است . اين دو روز هم مثل دو روز پيش ، هوا خيلى گرم [ و ] على الاتصال عرق مىريزيم . چسبندگى عرق ، خيلى بد است .
حالا كه اول بهار و اين نقطهء دريا به اين درجه گرم است ، در تابستان عبور از اين خط دريا ، پناه بر خدا است .
كشتى باز به سمت ما بين مغرب و جنوب حركت مىكند . طرف عصر جمعه ، از نزديك كوههاى « عدن » گذشتيم . شب هم چراغ دريايى در آنجا پيدا شد . منبعد ، كم كم شبها مهتاب مىشود . اگر دريا آرام و سلامتى باشد ، خالى از صفا نخواهد بود .
شنبه ، سوم ذى قعده [ 1315 ه . ق . ]
و 25 مارس [ 1898 م . ] است . از قرار گفتهء « كپيتان » ، امروز صبح ، داخل « درياى سرخ » ( احمر ) كه به زبان انگليسى « ردسى « 1 » » مىگويند ، شدهايم . و از نصف شب به اين طرف كشتى به سمت شمال سير مىكند .
هوا در اين دريا ، از قرارى كه مىگويند ، بدتر از هواى « درياى هند » است . چند كوه و جزيرهء كوچك در اين « درياى سرخ » ديده شد ، كه از بدى هوا ، هيچ سكنه و آبادى نمايان نبود .
چهار پنج روز هم در اين دريا سير خواهيم كرد . خدا ، همه همراهان را با ساير مسافرين درياها محافظت فرمايد .
امروز ، دريا هم خيلى « متلاطم » و « منقلب » است .
7 روز است كه از « كراچى » بيرون آمدهايم ، و امروز چندين كشتى ديده شد . بعضى از آنها را گفتند [ كه ] از كشتىهاى جنگى دولت آلمان است ، كه به سمت « چين » مىروند .
بعضى كوهها [ ى ] جزيره مانند ، ديده شد ، و تپهها و تلها از « ماسه » بود . اسم اين
هامش
( 1 ) .Red sea.