تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
« فارسىها » شبيه بود . از « محتشم السلطنه » ، پسر جناب « صديق الملك » ، نايب وزارت جليله خارجه ، كه در « بمبائى » چندى « جنرال قونسول » بود ، صحبت كرد . از « جنرال قونسول » حاليه « ايران » در « بمبائى » سؤال كردم ، هيچ خبر نداشت . هفت هشت دقيقه نشسته ، برخاستم . « 1 » مىخواستم از تفاوت صرف « ليرهء عثمانى » با « روپيه » و مطالب ديگر سؤال كنم . ديدم مثل خودم از همه چيز بىاطلاع است . صرف نظر كرده ، عاجلا مراجعت كردم . و از ملاقات ايشان ، چيزى نفهميدم . يك روز هم جناب آقاى « ساعد السلطنه » را به باغ وحش « كراچى » بردم . « احمد خان سلطان » هم همراه بود . انواع [ و ] اقسام « غزال » و « آهو » و « مرال » و « خرس » هاى قوى هيكل سياه و سفيد ، و « شير » و « ببر » و « شترمرغ » و « ميمون » و « نسناس « 2 » » هاى مختلف و « خرگوش » و « روباه » و « گرگ » بود . خالى از تماشا نبود . دخول [ به ] اين باغ ، براى عامه « مجانى » است . براى تمام اين جانورها ، مستحفظهاى متعدد ، در پاكيزه داشتن مكان و دادن طعمه و خوراك و آب معين كرده بودند كه مواظب و مشغول كار خود بودند . امشب ، كه شب يك‌شنبه ايرانى و 27 شوال 1315 [ ه . ق . ] ، ان شاء اللّه از « كراچى » با كشتى موسوم به « سيتىلين » به سمت « انگلند » « 3 » حركت خواهد شد . از « محمّره » تا « كراچى » ، موافق تفصيلى كه نوشته‌ام ، 1390 « ميل انگليسى » است كه تقريبا 500 « فرسنگ ايران » مىشود .

شب يك‌شنبه ، 27 شوال [ 1315 ه . ق . ]

به سلامتى ، قريب دو ساعت از شب گذشته ، جهاز « سيتىلين » از « كراچى » حركت كرد . از قرارى كه مىگويند بيست [ و ] پنج شش روز ديگر ، ان شاء اللّه ، به « ليورپول » كه از شهرها و بندرگاههاى معتبر « انگلستان » است ، خواهيم رسيد . الان كه نزديك غروب يك‌شنبه بيست [ و ] هفتم شوال است ، الحمد للّه هوا « خوش » و خيلى « مساعد » است . دريا « آرام » و كشتى در كمال راحت ، بدون اين‌كه تكان آن معلوم شود ، به طرف ما بين مغرب و جنوب در حركت است ، در درياى محيط هند .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواستم ( 2 ) . نسناس( Nasnas )، ميمون آدم‌نما ، اورانگوتان . ( 3 ) .England.