تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
مىآيد و در « صاحبقرانيه » با شط « كارون » يكى مىشود ، دو طرف « نخلستان » [ است ] و سير با « بلم » در اين شط خيلى باصفا است . نزديك « صاحبقرانيه » ، « حضرت سردار » و جناب « ساعد السلطنه » پياده شده ، به حمام تشريف بردند . اين « صاحبقرانيه » و « حمام » و « انبار » و بناهاى ديگر ، از « توپخانه » و « سربازخانه » ، از احداثات « حسين قلى خان نظام السلطنه » است . حيف ، كه روبه خرابى است . دكترى كه از « بوشهر » براى « قرانتينه » « 1 » به « صاحبقرانيه » آمده بود ، حضرت « سردار اكرم » را استقبال كرد . اين « دكتر » از اهل ملك « هندوستان » و « انگليس‌دان » است . من هم حسب الامر ، به « قونسول‌خانهء انگليس » ، كه نزديك به « عمارت صاحبقرانيه » است ، رفته ، مستر مكدووال ويس قونسول را ملاقات كردم . بعد ، از آن‌جا به اتفاق « احمد خان سلطان » ، بلم نشسته به « محمّره » - كه ربع ساعت مسافت است - به منزل سركار عمدة الامراء العظام ، عميد الوزاره ، كارپرداز دولت عليه ايران آمديم . ايشان و « ميرزا حسن خان » ، سرهنگ تلگراف‌خانه ، هر دو را ملاقات كردم . ساعتى نشسته ، به « فيليه » برگشتم . محل « محمّره » ، حقيقتا براى بندرگاه خيلى محل قابلى است . حيف ، آن‌طورىكه بايد ، آباد نيست . محل « صاحبقرانيه » ، به جهت تردّد كشتىهاى خارجه ، براى قراول و توپ و توپچى گذاشتن ، بهتر از « محمّره » است . در « محمّره » ساختن « كاروانسرا » و « حمام عمومى » خيلى لازم است . « محمّره » ، تلگراف‌خانه دارد ، ولى « پست‌خانهء ايرانى » ندارد . كاغذ پست را در « صاحبقرانيه » به « پست‌خانهء انگليس » مىدهند . « محمّره » و حوالى آن ، خيلى قابل و مستعدّ « آبادى » است .

سه‌شنبه ، هشتم شوال [ 1315 ه . ق . ]

هنوز در « فيليه » مقيم [ هستيم ] و « حضرت ايالت » ، مهمان « شيخ خزعل خان » است . جناب « محمد باقر خان عنايت السلطنه » ، از « بصره » ، بدون مقدمه آمده [ و ] خدمت حضرت
هامش
( 1 ) . قرنطينه( quarantaine )يا قرانتينه يا كارانتين يا قرنطين . جايى كه در آن مسافرانى را كه از سرزمينى وارد مىشود كه در آن‌جا بيمارى مسرى شيوع دارد ، چند روز نگهدارى مىكنند . ( فرهنگ فارسى معين ، 2 / 1826 ) .