صاحبخانه عمدة الامراء العظام « شيخ خزعل خان » ، از « فيليه » با جهاز « ناصرى » مال شيخ معزى اليه ، متوكلا على الله ، روانه شده ، مهتاب شب خوبى هم بود .
ساعت 4 [ شب ] ، به كشتى موسوم به « چندا » ، متعلق به كمپانى « برتيش انديا » « 1 » وارد شده ، در « فرست كلاث » ( درجه اول ) منزل گرفتيم . اين سفر سوم من است به فرنگستان . خداوند ان شاء الله عاقبتبهخير كند .
دو سفر را از راه « رشت » و « قفقازيّه » و « اسلامبول » رفتم . اين سفر را از « عربستان » و « درياى هند » ، همه را بايد در كشتى و « درياها » را سير كرد تا به محل مقصود رسيد ، ان شاء الله .
اگرچه قلبا چندان مايل به اين مسافرت نبودم ، ولى بهواسطهء خلاصى از « عربستان » و صدمات « جسمانى » و « روحانى » - كه در مدت توقف آنجا به من رسيده بود - اين سفر را « فوز عظيم » دانستم . تا منبعد ، سرنوشت و تقدير چه پيش آيد .
« ميرزا داود خان پيشخدمت » و « على بيك شاطرباشى » و « ميرزا عبد الله » ، آدم من تا كشتى براى مشايعت آمدند و برگشتند . « ميرزا محمد على پيشخدمت » و « على اكبر بيك » ، فراش باشى ملك التجار « بوشهر » ، كه حامى خلعت « حضرت سردار » بودند ، و « مستر وايت » هم تا « بوشهر » همراه هستند .
بليت كشتى از « محمّره » به « كراچى » ، قمرهء « 2 » اول با خوراك ، هر نفرى 173 روپيه ( هر روپيه 90 / 3 قران ) « 3 » گرفته بودند .
بههرحال ، « حضرت سردار » ، 6 ساعت از شب گذشته ، 3 دراج زنده براى جناب « ساعد السلطنه » ، به توسط آدم « ميرزا حمزه » به كشتى فرستاده بودند .
ساعت 8 شب ، كشتى راه افتاد . الحمد لله هوا هم مساعد است . ويس قونسول « انگليس » مقيم « محمّره » هم به جهاز آمده بود ، ديدن كرد و « كپيتان » جهاز را معرفى كرد . اسم ناخدا « كپيتان كندل » ، آدم كوتاهقدى است [ كه ] دوطرف صورت خود را مىتراشد [ و ] در چانه ريش دارد .
صبح يكشنبه ، 13 شوال [ 1315 ه . ق . ]
هامش
( 1 ) .Company British India.
( 2 ) . كابين .
( 3 ) . به حساب سياقى نوشته است .