موسوم به « ايران » و جمعيت كثيرى [ از ] « اعراب » در جهاز « ناصرى » ، به استقبال « حضرت ايالت » آمدند ؛ شليك توپ كردند . در محاذى « محمّره » هم « توپچيان » مأمور « محمّره » ، شليك توپ نمودند .
نزديك ظهر سهشنبه ، كه غرّه « شوال » و « عيد فطر » بود ، به « فيليّه » رسيدم .
« حضرت ايالت » با بعضى از اجزا و ملتزمين ، به « قلعه شيخ خزعل خان » تشريف بردند .
بنده در جهاز « كارون » ، كه منزل داشتم ، « ميرزا محمد على خان مستوفى » هم پيش من آمد .
بعد ، « حضرت سردار » ، احضارم فرمودند . رفتم در « اتاق آينه » ، كه منزل داشتند ، مشرف شدم . ملفوفه « 1 » « فرمان مبارك » ، كه در بقاى حكومت سال نو رسيده بود و به خط حضرت اشرف افخم صدر اعظم « امين الدوله » مرقوم بود ، زيارت كردم .
بعد ، « جاسم » پسر هفت هشت سالهء « شيخ خزعل خان » را به حضور « ايالت » آوردند . قدرى « عربى » حرف زد . پسر شيرينى بود . يك طاقه شال بته جقه كشميرى ، با كيسه پول سفيد ، كه تقريبا 100 تومان بود ، براى « ايالت » تقديم گذاشته ، 6 مجموعه « شيرينى » هم در اتاق چيده بودند .
چهارشنبه ، دوم شوال [ 1315 ه . ق . ]
صبح ، عمدة الامراء ، « شيخ خزعل خان » ، به همراهى « ميرزا حمزه » به « جهاز » ، ديدن من آمدند . « شيخ خزعل خان » ، سنّا ميان 35 و 40 و آدم خوشسيمائى و متعارف به نظر آمد . تعارف بهجا آورده ، رفت .
در « عربستان » ايران ، خانوادهء مرحوم « حاجى جابر خان نصرت الملك » ، پدر « شيخ خزعل خان » ، از خانوادههاى « معتبر » و « صاحب سفره » محسوب [ شده ] ؛ و در « مكنت » و « ثروت » از خانوادههاى اول نمره [ اى ] اگر نباشد ، دويم نمره مىتوان شمرد .
« شيخ خزعل خان » ، در خانه و سفره بازى دارد . خانهاش ، اغلب پراز « اعراب » است . « برنج » و « روغن » و « گوشت » و « قند » و غيره ، خروارخروار صرف مىشود .
عصر ، حضرت سردار ، احضارم فرمودند . تلگراف رمزى به جناب « مجير السلطنه » « 2 » نوشتم . ويس قونسول « 3 » « انگليس » ، مقيم « محمره » كه « مسترمك دووال »
هامش
( 1 ) . ملفوفه( malfufe )، فرمان پادشاه كه قطع آن از « فرمان » كوچكتر بوده و به مهر كوچك شاه ممهور گرديده و مقيد بر ثبت در دفاتر نباشد . ( فرهنگ فارسى معين ، 4 / 2967 ) .
( 2 ) . رضا قلى خان ما فى نظام السلطنه ، برادرزاده حسين قلى خان نظام السلطنه و پيشكار كارهاى او در تهران بود . در سال 1246 ه . ش . زاده شد و تا سال 1316 ه . ق . لقب وى مجير السلطنه بود . در اين سال رياست قشون آذربايجان و لقب سالار معظم را دريافت كرد و سپس حاكم بنادر جنوب شد . در 1322 ه . ق . حاكم