اسم داشت ، با سركار عمدة الامرا ، عميد الوزاره ، كارپرداز « محمره » ، حضور « ايالت » شرفياب شدند .
پنجشنبه ، 3 شوال [ 1315 ه . ق . ]
صبح ، قدرى كسالت داشتم . گفتم به گردش و پياده رفتن و تعريق ، بلكه رفع شود .
به اين خيال از منزل بيرون رفته ، « باغات » و « يونجهزار » و « نخلستان » « فيليّه » را سير كردم . باغ زياد و يونجهزار و سبزىكارى و درخت « توت » و « هلو » ديدم ، زياد كاشتهاند ؛ و اين همه « باغات » و « نخلستان » ، كه در « فيليه » هست ، همه از آب « شط العرب » سيراب مىشود .
طرف عصر ، آب شط « مدّ » مىشود ، كه آب بالا مىآيد ؛ و طرف صبح « جزر » مىشود ، يعنى مىنشيند .
اهالى « فيليه » ، خيلى آسودهاند ، همينقدر [ كه ] يك جوبى بكنند ، ديگر مادام العمر از زحمت « آبيارى » راحت هستند . نعمت بزرگى است [ كه ] خداوند به آنها عطا فرموده [ است ] .
امروز صبح ، جناب مستطاب « آقا سيد عبد الله » - سلمه الله - كه مجتهد « فيليه » و « اخبارى » مشهور است ، با پسر خود ، جناب « آقا سيد محمد » به ديدن تشريف آوردند .
از طرف عيالش با خانواده مرحوم « حاجى ميرزا على نقى همدانى » - طاب ثراه - منسوب هستند . سيد با علم و زهد و تقوى بهنظر آمد .
يكشنبه ، 6 شوال [ 1315 ه . ق . ]
مطابق اواخر « فبرورى » « 4 » 1898 مسيحى است . 6 روز است كه در « فيليه » ، در ركاب حضرت « سردار اكرم » ، والى « عربستان » و « بختيارى » ، مهمان عمدة الامراء العظام « شيخ خزعل خان » ، حاكم « محمره » و « شط العرب » هستيم .
دو ساعت از روز گذشته ، در خدمت حضرت « سردار اكرم » ، جناب « ساعد السلطنه » و بنده در « بلم » نشسته ، عازم « صاحبقرانيّه » و « محمره » شديم . حقيقتا شطى كه از « بصره »
هامش
لرستان و خوزستان و ملقب به سردار مكرم ، 1326 ه . ق . ملقب به نظام السلطنه ، 1329 ه . ق . حاكم كرمانشاهان و سپس حاكم فارس ، 1331 ه . ق . حاكم بروجرد و لرستان گرديد . دو سال نيز به اروپا رفت و پس از شكست از روسها در كرمانشاه ، ديگر كارى به وى ارجاع نگرديد . در سال 1343 ه . ق . / 1303 ه . ش .
در سن 57 سالگى درگذشت . ( رجال عصر مشروطيت ، 120 - 122 ؛ شرح حال رجال ايران ، 2 / 31 - 34 ) .
. كنسوليار ، نايب قنسول ، معاون كنسول .
( 4 ) . ماه فوريه( fevriye )كه در فرانسوىfevrierگفته مىشود و دومين ماه سال ميلادى مىباشد .