« ناخوشى » در خراسان درگرفته است .
جناب معظم ، زياد اوقاتش تلخ شد .
پيشخانه را كه طرف قوچان و بجنورد « 1 » برده بودند ، اين خبر كه آمد ، فرمودند ؛ برگردانيدند .
فردا صبح ، رفتيم به دربند خشت .
بالاى دربند ، دوربين انداخته ، ديديم يك دسته شكار ، ميان جنگل است . آن جنگل را « بيشه » مىگويند . « شكار » و « پلنگ » دارد .
در بالاى آن ، چنان زراعتخيز بود ، كه مىگفتند رعايا [ در ] اينجا تخمى ، 100 تخم عمل مىآيد . يك خاكى دارد ، مثل خاك ورامين .
بالاى كوه گفتم :
« از اين خاك چهچيز [ به ] عمل مىآيد ؟ »
گفتند :
« هر نوع حبوبات كه عمل مىآيد ، در بالاى اين كوه [ به ] عمل مىآيد . »
در آن كوه 366 « 2 » حوض ، نادر ساخته است .
مىگفتند :
از اين حوض انبارها ، هرروزى ، يكى از گماشتگان نادر ، صرف مىنمودند ، چون آب نبود . هرگاه سيل مىآمد ، سدّى بسته بودند كه آب را صاف مىكردند و به حوض انبارها مىانداختند و 26 [ تا ] از اين حوض انبارها ، آثارش « 3 » پيدا بود ، و 14 حوض درست بود و يك دانهاش آب داشت ، كه زارعين صرف مىنمودند .
شب شد . به منزل آمديم .
خواستيم فردايش « 4 » به دربند دهچه « 5 » برويم . چون از ناخوشى خراسان اطلاع داشتند ، فرمودند : نمىرويم ، موقوف كردند .
هامش
( 1 ) . در اصل : بوژنورد . شهر بجنورد مركز استان بجنورد ( خراسان شمالى ) بوده و سابقا بيژن يورت ( يورد ) ناميده مىشده و بيش از دو هزار سال قدمت دارد . شهر زيباى بجنورد كه مردمش به علم و فرهنگ و دانش و نيكرفتارى مشهورند ، در آبان 1385 ه . ش . 256 ، 44 خانوار و 726 ، 76 نفر جمعيت داشته است .
( 2 ) . در اصل : سيصد و شصت شش
( 3 ) . در اصل : آسارش
( 4 ) . در اصل : فرداش
( 5 ) . دربند يا دروازه درچه ( دهچه ) كه در ورودى غربى به دژ كلات نادرى است ، به شماره 666 در 23 فروردين 1346 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است .