بعد از ظهر برخاسته « 1 » ، شخصى از اردوى همايون آمده بود . از احوالات خواستيم ، مذكور ساخت كه قبله عالم ، ميرزا شفيع صاحب ديوان « 2 » را به قتل رسانده است .
بعد از آن ، چند نفر از اهل شهر ، با اتفاق يوزباشى فيل خانهء مباركه آمدند ، به مشايعت اين خانهزاد و « يوزباشى » بسيار طالب بودند كه فيلها را به اردوى همايونى برساند و در ركاب مبارك باشد . وعده دادم « 3 » كه به عرض خواهم رسانيد .
مغرب شد . در منزل رفتم و رفقا هم آن شب ماندند . شام صرف كرده ، در خواب « 4 » شديم .
يوم شنبه ، بيست [ و ] نهم شهر رجب المرجب
2 ساعتى روز از آنجا حركت كرده ، سوار شديم ، تا به رودى رسيديم كه رودخانه نزديك قريه بود ، رفته و منزل كرديم . و صاحبخانه ضيافتى كامل الاجزاء بنمود ، كه چاكر بسيار خجل شدم .
بعد از آن ، در باغى كه در آن ده واقع بود ، برخاسته « 5 » ، قدرى گردش كرديم و برگشته به منزل ، آسوده شديم . و حكايتى هم روى داد « 6 » ، كه در حين شرفياب ، عرض خواهد شد .
مغرب شد . چاى صرف شد . نماز را [ ادا ] كرديم . پس از آن ، مراسم دعا و ثناء به جا آورده ، بخفتيم .
صبح بسيار زود سوار شديم .
به قدر يك فرسخ راه كه گذشتيم ، چند نفر « ملا » را ديديم كه به « تهران » مىرفتند .
[ ننج ]
آمديم تا به منزل « ننج » ، « 7 » كه دهى است از دهات « ملاير » « 8 » . هوا هم بسيار گرم شده
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته
( 2 ) . ميرزا شفيع آشتيانى ، فرزند آقاسى بيك ، ملقب به صاحبديوان ؛ ابتدا در دستگاه و دار الانشاى عباس ميرزا نايب السلطنه به تحريرات دفترى پرداخت ، اما به سرعت ترقى كرد و با محمد شاه از تبريز به تهران آمد . وى در زمان محمد شاه و ناصر الدين شاه قاجار از رجال سرشناس بود . ( حقايق الاخبار ، 38 ؛ شرححال رجال ايران ، 4 / 47 ؛ القاب رجال دوره قاجاريه ، 94 ) .
( 3 ) . در اصل : دآدم
( 4 ) . در اصل : خواب
( 5 ) . در اصل : برخواسته
( 6 ) . در اصل : دآد
( 7 ) . روستاى ننج( Nanaj )از توابع بخش جوكار شهرستان ملاير ، در 15 كيلومترى اين شهر و سر راه جوكار به كرد خورد و در ارتفاع 1780 مترى از سطح دريا قرار دارد .
( 8 ) . شهر ملاير( Malayer )مركز شهرستانى به همين نام در استان همدان ، كه در آبانماه 1385 ه . ش .
782 ، 40 خانوار و 289 ، 156 نفر جمعيت داشته است . شاهزاده سيف الدوله در حدود سال 1280 ه . ق .