همه گر سر دهند در ره عشق * باز « زاهد » به فكر « دستار » است
يا آگاهى از آنهم شايق به « تأليف » و « تحرير » مىباشم .
على اى حال ، 4 طايفهاند [ در ] « لرستان » :
[ 1 ] دلفان [ 2 ] سلسله « 1 » [ 3 ] عمله بالاگريوه [ 4 ] دلفان .
[ دلفان ]
عمده از آن 3 طايفه ، در « دلفان » : « ايتوينوند » « 2 » و « رئيسوند » و « موموند » « 3 » و « كاكاوند » و « بيژنوند » « 4 » .
و از اين 5 تيره ، اى بسا « شقوق » « 5 » جدا گردد ، كه ذكر آنها به طول كشد و بىجاست .
در « دين » و « ايمان » اين « طايفه » ، هركسى را سخنى هست . مختصرش آنكه من « 6 » در اين چند شعرى در قصيده پيش از اين بيش ياد كردهام ، اين اراده را :
بيت
اگرچه ز كون خرى و سفاهت * مرا ابلهى چند كردند رسوا
كه دانم خدايش ، و ليكن ندانم * ز هرچيز دانم على را من اعلى
عجبتر آنكه با آميزش تامه ، كه در ميان اين طايفه و ساير طوايف « لرستان » است ؛ هنوز بر يكى اعتقاد اين طايفه ، چنانكه يقين باشد ، ثابت نشده [ است ] . هر كسى به زبانى سخنى گويد [ و ] نهايت اشكال را دارد . اختفاى اين امر با اين خليطه تامى فى ما بين اگرچه بىجا باشد ، اما بىمقام نيست .
[ بيت ]
هرك [ ه ] را « اسرار حق » آموختند * مهر كردند و دهانش دوختند
مسكن آنها از « خاوه » تا « كوه كور » ؛ و در وى چند امامزاده هست مشهور « 7 » ، از آن جمله :
[ 1 ] حسن كاويار « 8 »
هامش
( 1 ) . م : سلهسله
( 2 ) . م : اينوتيوند ؛ طايفه ايتىوند كنونى ، كه برخى آن را ايوتينIvatyanهم نوشتهاند . ايتىوند در حال حاضر دهستانى است از بخش دلفان خرمآباد .
( 3 ) . ش : مومووند ، همان موميوند فعلى است .
( 4 ) . ش : پژوند ، كه امروزه به آن بيژنوند گفته و خانوادهاى بسيار كوچك و كمجمعيت هستند از طايفهء ميربك .
( 5 ) . شقها ، شعبهها .
( 6 ) . ش : من ندارد .
( 7 ) . ش : معروف
( 8 ) . در فاصلهء 15 كيلومترى شهر نورآباد لرستان ( دلفان ) ، در مكانى معروف به چمزكريا و بر بالاى تپهاى