تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
سزاوار ديد كه ضبط نمايد ، لهذا ايراد گرديد ؛ اين است : تركيب‌بند
باز ايام « بهار » است و بهار طرب است * جشن شير « عجم » و مجلس مير « عرب » است شاه محمود ، خداوند عجم ، مير عرب * كه « عرب » را چو « عجم » زد سر « 1 » و برگ طرب است آن‌كه در خيل غلامانِ درش تا گذرى * « خُسرو جم » حسب و « داورِ دارا » نسب است چرخ در مدت او مايه عيش و فَرح است * دهر در دولت او ماحى « 2 » رنج و تَعَب است چرخ با لخلخهء خويش پِى خواب و خور است * مهر از شعشعهء چهرش در تاب‌وتب است هركجا شاهد رايش ز جبين پرده كشيد * مهر روزآرا خالِ رُخ تاريك « 3 » شب است كف جودش به جهان نام طلب مىنگذاشت * آرى ، آن‌جا كه كف اوست ، چه جاى طلب است عيد شاه است و فلك ساقى و بيضا صهباست * مجلسى نيك شگفت است و بساطى عجب است فَرّ كاخَش كه در اطباقِ فلك مشتهر است * زيب « 4 » بزمش كه ز اوراقِ جهان منتخب است
هامش
- لسان الملك ، كه در سال 1207 ه . ق . در كاشان به دنيا آمد . در 20 سالگى به خواهش ملك الشعرا ، فتحعلى خان صبا ، به تهران آمد و به تشويق او به تأليف كتابى در علم قافيه پرداخت . محمود ميرزا پسر فتحعلى شاه قاجار ، حكمران كاشان ، او را به نديمى خود برگزيد و به او تخلص سپهر داد . در عهد محمد شاه مداح خاص شاه و منشى و مستوفى ديوان گرديد و به نوشتن كتاب ناسخ التواريخ ( تاريخ عمومى تا سال 1273 ه . ق . ) مأموريت يافت . وى در تاريخ ، ادبيات ، رياضيات ، حكمت ، فلسفه و جفر متبحر بود . در سال 1297 ه . ق . در 90 سالگى در تهران درگذشت و پيكرش به عراق منتقل و در شهر نجف به خاك سپرده شد . آثار ديگر او عبارتند از : 1 . آينهء جهان‌نما 2 . ديوان اشعار 3 . براهين العجم فى قوانين المعجم 4 . اسرار الانوار . ( حديقة الشعرا ، 1 / 746 - 747 ؛ ريحانة الادب ، 5 / 129 - 132 ؛ شرح‌حال رجال ايران ، 3 / 319 - 321 ؛ نگارستان دارا ، 87 - 88 ؛ سفينة المحمود ، 1 / 341 - 360 ؛ اثرآفرينان ، 3 / 204 ) ( 1 ) . ش : و ندارد . ( 2 ) . ش : ناجى ( 3 ) . ش : باريك ( 4 ) . ب : ريب
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 594 | هارون وهومن