غارى است در آن كوه ، مسمى به « غار فيلمان » .
گويند دخمهء انوشيروان « 1 » بوده است آنجا . در اين خصوص هم به زبان لرى شعرى گفتهاند [ و ] آن ، اين است :
بيت
كوركوه ، گپ « 2 » كوه ايرانه * مال و غار نوشيروانه
در اين كوه ، جائى كه موسوم به « كان سيفى » است ، چاهى از « سنگ خارا » به عمق 150 ذرع « 3 » به حكم انوشيروان حفر كردهاند . در آن چاه « برف » پركردهاند ، كه در فصل « تموز » « 4 » به « مداين » « 5 » مىبردهاند .
الآن آن چاه برجاست .
سبحان اللّه از آن جاه ، كه از براى برفى اينچنين ، چاه بنا نهاد .
بيت « 6 »
ازين پيش شاهان و گردنكشان * كه اكنون نباشد ازيشان ، نشان
بسى « كاخ شاهى » برافراختند * برفتند و منزل بپرداختند
اين كوه ، جملهاش « جنگل » است .
در وسط كوه ، كه قليلى به صحرا مانده است ، انبارى در كمركوه از « گچ » و « آجر » و « سنگ » برپا كردهاند ؛ و در آن فرج « 7 » هاى بسيار ، به سياق قلعه موجود است و
هامش
( 1 ) . غار كولكنى( Kul kani )در دامه كوه كور( kavar )در منطقه ماژيندره شهر قرار گرفته و به عقيده مردم لرستان محل دفن انوشيروان است . در انتهاى غار حوضى سنگى از كوه كنده شده كه 40 * 93 * 130 سانتىمتر بوده و پهناى دهانه غار نزديك به 8 گام است . دهانهء غار سنگچينى شده و تنها از زاويهاى تنگ و با ديدى كم مىشود دهانه و سنگچينهاى آن را ديد . در برخى منابع اسلامى از دفن خسرو انوشيروان در اين مكان و كشف آن در زمان مأمون عباسى ياد مىشود . ( تاريخ بناكتى ، 160 - 163 ؛ آثار باستانى و تاريخى لرستان ، 2 / 46 - 55 ) . « در ميان خرابههاى شهر شيروان بازماندهء بناى عظيم موسوم به قصر انوشيروان مشاهده مىگردد كه سراسر پوشيده از علفهاى خودرو است . در قسمتى از اين بنا ، راهرو بسيار تنگى به يك اتاق گنبدى مانند زيرزمينى به دخمه يا قبر انوشيروان منتهى مىگردد كه يك نفر به سختى مىتواند به درون آن راه يابد . اهالى بر اين پندارند كه جنازهء انوشيروان در ميان گنجهاى فراوان در آنجا مدفون است . همچنين گفته مىشود كه يك لوح طلسمى با خطوط ناشناخته در مدخل قبر قرار دارد كه هر كس از آن بگذرد ، بدون ترديد هلاك مىشود . » ( گذر از زهاب به خوزستان ، 56 - 57 ) .
( 2 ) . گپ( gap )، در زبان لرى بهمعناى بزرگ است .
( 3 ) . در اصل : زرع
( 4 ) . تابستان .
( 5 ) . تيسفون ، پايتخت امپراتورى ساسانى ، در نزديكى بغداد كنونى و محلى به نام سلمانپاك ( مداين ) قرار دارد .
( 6 ) . ش : قطعه
( 7 ) . شكاف ، رخنه .