« مستوفى الممالك » و اسبهايش [ در ] آنجا بودند . ما كه وارد شديم ، آنها سوار شده ، رفتند ، رو به « سنسن » . « 1 »
ما مشغول ناهار شديم . چاى خورديم . اسبها ، خوراك كرده ، ساعت 4 سوار شده ، راه به واسطهء باران ديشب گل شده و اراضى شورهزار ، كه در حقيقت . جزو كفّه و لوت قم محبوب است .
باد هم شروع كرده ، به شدت مىوزد .
باران [ هم ] شروع كرد به باريدن .
نيم ساعت به غروب [ مانده ] ، وارد « سنسن » شديم . فورا نماز خوانده ، هوا طورى سرد شد ، كه محتاج به آتش شديم . قدرى آتش روشن كرده ، چاى خورده ، شام خورده ، در قهوهخانه خوابيديم .
آدمهاى « مستوفى الممالك » در « سنسن » هستند . خود « مستوفى الممالك » از « شوراب » « 2 » نتوانسته است بگذرد . خيلى تعجب كردم . آدم اسب سوارى [ و ] تمام لوازم مسافرت از خودش داشته باشد ، آنها را ترك نمايد و با كالسكه و اسب چاپارى كه نمىرود ، برود .
روز سهشنبه ، دوازدهم [ جمادى الاول 1330 ه . ق . ]
ساعت 9 برخاسته « 3 » ، نماز خوانده ، مقدمات حركت را روبهراه كرده ؛ يك ساعت به دسته مانده ، سوار شده ، رانديم .
مالها نمىروند . به قدرى كه ممكن بود ، پياده رفتند . شبانه به گارى داده ، مع ذلك مالها نمىروند . با هزار مرارت ، ظهر به « شوراب » رسيديم ، كه از « سنسن » تا « شوراب » 3 فرسخ است .
در « شوراب » ، نه نان ، نه پنير ، هيچچيز بهدست نمىآيد . نصف نان 3 سيرى ، تقريبا 20 مثقال نان با 2 دانه تخممرغ « حسين خان » براى من پيدا كرد ، يعنى از
هامش
5151 نفر جمعيت داشته است .
( 1 ) . سنسن( Sensen )روستاى تاريخى كوچكى است در 32 كيلومترى كاشان و سر راه قم به كاشان ، در 15 كيلومترى شمال غربى نصرآباد ( سفيدشهر امروزى ) در ارتفاع 870 مترى از سطح دريا . كاروانسراى سنسن در عصر صفويه ساخته شده و به شماره 1677 در تاريخ 27 مرداد 1364 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت گرديده است .
( 2 ) . شوراب( Shurab )، روستاى كمجمعيت و فقير و محرومى است از توابع كاشان اصفهان ، در 5 / 49 كيلومترى اين شهر ، در ارتفاع 980 مترى از سطح دريا .
( 3 ) . در اصل : برخواسته