به واسطهء سرابالائىها و سرازيرىها وارد قهوهخانه شده ، جمعيت زيادى از سوارهاى « نايب حسين » آمده ، دور « حسين خان ژاندارم » را گرفته ، خيلى با او صحبت كردند . قدرى آنجا نشسته ، ديدم جمعيت هى مىآمد . اتاق قهوهخانه سه چهار رج نشسته بودند .
فنجان چاى خورده ، رفتم توى طويله ، در انبار كاه كه خالى بود ، در گوشه [ اى ] پلاسى انداخته ، نشسته ، با « عبد الكريم » غذائى خورده ، چاى خورده ، ساعت 6 اسب بستند ، روانه شديم .
شب ، سنگستان ، دره ، تپه .
در هر 1000 قدم 10 جا پياده شده ، سوار شديم . ساعت 5 / 7 ، ماه هم غروب كرد . [ در ] تاريكى از گردن [ ه ] ها و تپهها به سلامت رد شده ، به ريگزار افتاديم . چرخ گارى تا . . . « 1 » به ريگ فرومىرود .
اسد پياده شده ، هوا سرد [ و ] راه هم به واسطهء توفان ، اول شب به كلى پوشيده شده ، جاده پيدا نيست . با خيلى زحمت و مصيبت آمديم .
ساعت 9 وارد « خالدآباد » « 2 » شديم . چون خيلى خسته بودم ، رفتم روى گارى دراز كشيدم . خبر دادند اسبهاى آنجا به واسطهء بىعليقى قوهء حركت ندارند . گفتم همان اسبهاى « خفر » را نگاه بدارند .
« حسين خان چاپار » بهواسطهء خصوصيت با « على بيك » ، سورچى « خفر » ، خودش رفت در قهوهخانه . من هم به واسطهء خستگى دراز كشيدم . سورچى هم فرصت [ را ] غنيمت شمرده ، اسبها را برداشته و رفت .
من 2 ساعت خوابيدم .
بيدار شدم . آفتاب زده بود . اولا چون چيزى جز يك پتوى نازك كه سردست بود ، رويم نينداخته بودم ، سرما خورده بودم . ثانيا نمازم قضا شده ؛ ثالثا مالها از دست رفته بودند .
همهء مسافرين خواب بودند .
هامش
( 1 ) . ناخوانا .
( 2 ) . خالدآباد( Xaledabad )شهر بسيار كوچكى است از توابع بخش امامزاده شهرستان نطنز استان اصفهان ، كه در 21 كيلومترى نطنز واقع شده و در آبانماه 1385 ه . ش . 8590 خانوار و 3308 نفر جمعيت داشته است .