صبح زود به حرم رفته ، از آنجا به خانهء جناب « آقا سيد حسين آقا » رفته ، « آقابزرگ » و سايرين جمع شدند . نشستيم [ و ] خيلى صحبت كرديم . ساعت 6 به منزل آمده ، « آقا سيد حسن رشتى » قرار شد بروند مال كرايه نمايند براى « نجف اشرف » .
ساعت 3 به غروب [ مانده ] ، « آقا سيد حسين » و « آقا » و « آقا سيد حسن » آمدند . به اتفاق رفتيم به خانهء « آقا سيد محمد » ، همشيرهزادهء « عماد العلماء » . ساعت 11 به « حرم » آمده ، ساعت 2 به منزل مراجعت كرده ، غذا خورده ، خوابيديم .
روز يكشنبه ، بيست و دوم [ صفر 1330 ه . ق . ]
صبح به حرم مشرف شده ، در مراجعت براى كرايهء مال گفتگو كردم .
« آقا سيد حسن » هم رسيدند . بالاخره 3 الاغ در 24 « قران » اجاره كرده ، ساعت 4 ، من و « آقا » و « عبد الكريم » سوار شده ، روانه شديم .
الاغها خوب نبودند و بد راه مىرفتند . خيلى اذيت كشيده ؛ خلاصه ، ساعت 11 وارد « كاروانسراى شور » شديم . بالاخانه را گرم كرده ، نان و پنيرى ترتيب داده ، ساعت 4 غذا خورده ، ساعت 5 خوابيديم .
روز دوشنبه ، بيست و سوم [ صفر 1330 ه . ق . ]
ساعت 10 برخاستم . « 1 » مكارى آمد . گفتم اگر الاغ « عبد الكريم » را عوض نكنى ، من حركت نمىكنم . رفت و آورد و عوض كرده ؛ خلاصه ، سوار شده ، به راه افتاديم .
به حمد اللّه تعالى ساعت 5 / 6 وارد « نجف اشرف » شده ، رفتم به خانهء « آقا سيد حسن » .
« درويش » ، چاى و غذائى خورده ، رفتم حمام ؛ و از حمام ساعت 2 به غروب [ مانده ] ، به « حرم » مشرف شده ، ساعت 2 از شب [ گذشته ] ، به منزل آمده ، غذائى خورده ، خوابيديم .
روز سهشنبه ، بيست و چهارم [ صفر 1330 ه . ق . ]
صبح ، ساعت 11 برخاسته « 2 » ، حالتم خوش نبود . به « حرم » مشرف شده ، ساعت 2 مراجعت به منزل كرده ، شير و چاى خورده ، ساعت 6 مجددا به حرم رفتم . بعد از نماز ظهر و عصر و زيارت ، به منزل آمده ، نهار خورده ؛ ساعت 3 « آقا ميرزا محمد » برادر مرحوم « ثقة الاسلام » ديدن كردند .
ساعت 2 حركت كرده ، رفتيم به « عربانه » ، روانهء « كوفه » شده ؛ نيم ساعت به
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواستم
( 2 ) . در اصل : برخواسته