چون شب جمعه بود ، ساعت 12 در « حرم مطهر » حاضر شده ، مشغول كار شده ، به وكالت « مفرح السلطنه » دعاى كميل را در « حرم مطهر » موفق شده ، ساعت 3 به منزل آمده ، غذا خورده « 1 » ، خوابيدم .
روز جمعه ، بيست [ و ] هفتم [ صفر 1330 ه . ق . ]
شب از دست « كيك » هيچ راحت نكردم . به اين جهت ، سحر برنخاستم . « 2 » و اين « كيك » ها ، هديه از « كوفه » است .
بارى ، يكى دو نفر از دوستان آمده ، قدرى نشستند . برخاسته « 3 » [ و ] تشريف بردند .
من هم با « آقا سيد حسن » و « عبد الكريم خان » رفتيم « 4 » به حمام ، غسل جمعه كرده ، يكسر رفتم به حرم ؛ زيارتهاى كامل مفصل خوانده ، وقت ظهر نماز خوانده ، مراجعت به منزل كرده ، عصر هم رفتيم [ به ] « وادى » .
هرچه اوقات صرف كردم كه در مقبره مرحوم سپهدار را باز نمايند ، قارى پيدا نشده ، و با آنكه 2 مرتبه پيغام دادم كه بيايند ، ممكن نشد [ و ] نيامدند .
به مقام حضرت صاحب و هود و صالح رفته ، زيارت خوانده ، اول غروب آمدم به « حرم » . ساعت 5 / 2 به منزل آمده ، غذا خورده ، ساعت 4 خوابيديم .
روز شنبه ، بيست و هشتم [ صفر 1330 ه . ق . ]
روز قتل است .
صبح زود به حرم مشرف شده ، نماز صبح را موفق [ شده ] ، همچنان در حرم بودم تا دست [ ه ] ها آمدند . براى تجديد وضو به منزل آمده ، « محاسب ديوان » آمد ، قدرى صحبت كرده ، ساعت 5 / 4 مجددا به حرم رفته ، مشغول دعا بودم ، تا ظهر .
دست [ ه ] هاى شهر و خارج ، در حرم آمده ، سينه زدند .
گريهء مفصلى شده ، نماز ظهر و عصر را خوانده ، به منزل آمده ، غذا خورده ، ساعت يك به غروب [ مانده ] ، به حرم مشرف شده ، ساعت 3 وداع كرده ، آستان مبارك را بوسيده ، با چشم گريان و دل بريان به منزل آمده ، ساعت 4 غذا خورده ، خوابيديم .
روز يكشنبه ، بيست و نهم [ صفر 1330 ه . ق . ]
ساعت 9 از شب برخاسته « 5 » ، درهاى حرم بسته بود . از پشت در مرخص شده ، ساعت 11 به مركز عربانه آمديم . عربان [ ه ] ها رفته بودند . خيلى دويديم ، تا به عربانه
هامش
( 1 ) . در اصل : خورد
( 2 ) . در اصل : برنخواستم
( 3 ) . در اصل : برخواسته
( 4 ) . در اصل : رفتيم رفتيم
( 5 ) . در اصل : برخواسته