تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
حسين » . ايشان را ملاقات كرده ، قدرى صحبت كرده ، رفتم در صحن ، قدرى راه رفته ، حركت كردم رو به منزل . قدرى كتاب خوانده ، « آقا سيد حسن رشتى » آمدند . قدرى با ايشان نشسته غذا خورده ، [ به ] حرم مشرف شده ، « عبد الكريم » را [ به ] « بغداد » فرستاده ، خودم رفتم قدرى راه رفتم . نزديك غروب به « حرم » آمده ، نماز خوانده ، ساعت 2 به خانه آمدم . « عبد الكريم » از « بغداد » مراجعت كرده بود . او را ديده ، صحبت كرده ، « آقا سيد عبد الحسين » [ هم ] از « بغداد » آمده بود .

روز دوشنبه ، شانزدهم [ صفر 1330 ه . ق . ]

ساعت 11 برخاسته « 1 » ، وضوئى ساخته ، به « حرم مطهر » مشرف شده ، از آن‌جا ساعت يك از دسته [ گذشته ] ، به منزل مراجعت كرده ، « آقا سيد حسين رشتى » تشريف آوردند . چاى خورده ، سرشير خوبى « رضا » آورده ، خريده ، با « مربا » صرف كرده ، ساعت 14 از دسته [ گذشته ] ، با « سيد حسين » خادم رفتيم و « عبد الكريم » رفتيم « بغداد » . به تمام مراكز « عربانه » گرديده ، هيچ‌يك بليت نداشتند . وقت ظهر به منزل « آقا ميرزا عبد الحسين خان » رفته ، نان و آبگوشتى صرف كرده ، بعد از ظهر « عبد الكريم » را فرستادم از مركز « شيروانى » بليت گرفته ، مراجعت كرده ، نمازى خوانده ، قدرى سر طويله رفته ، اسب‌هاى خودم را كه به « آصف الملك » فروخته بودم ، تماشا كردم . سه ربع به غروب [ مانده ] ، به « عربانه » رفته ، ربع [ ساعت ] به غروب [ مانده ] ، روانه شديم . ربع [ ساعت ] از غروب [ گذشته ] ، وارد حرم شده ، نماز خوانده ، زيارت كرده ، ساعت 2 به منزل آمدم . « حاجى مهدى تبريزى » طرف تجارت‌خانه « رضا اف » [ را ] ملاقات كرده ، مدتى نشستند . شام خورده ، ساعت 14 ايشان رفته ، بنده خوابيدم .

روز شنبه ، هفدهم [ صفر 1330 ه . ق . ]

ساعت 11 برخاسته « 2 » ، به « حرم مطهر » مشرف شده ، به منزل آمدم . « حاجى مهدى » مزبور ، اول آفتاب آمد و گفت : مژده دارم . كار « ايران » ختم و عمل تجاوزات « روس » خاتمه گرفت . قدرى نشسته ، حرف زد و رفت . بنده هم آدم‌ها را روانهء « كربلا » نمودم كه با مال كرايه بروند [ و ] خودم رفتم به خانهء
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته ( 2 ) . در اصل : برخواسته