تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
[ مانده ] ، نماز خوانده حركت كرده ، رفتيم كه از « آقايان » ملاقات نمائيم ، تشريف نداشتند . به اتفاق « آقا رضا » ى پسر « آقا شيخ على شيخ العراقين » ، همگى رفتيم كنار شط . مدتى نشسته ، صحبت كرديم . نزديك غروب مراجعت كرده ، « ميرزا عبد الحسين خان » رفت « بغداد » . من و « آصف الملك » به حرم مشرف شده ، ساعت 2 مراجعت كرده ، غذا خورده ، خوابيديم .

روز پنج‌شنبه ، دوازدهم [ صفر 1330 ه . ق . ]

ساعت 12 برخاستم « 1 » . بالنسبه حالتم بهتر بود . ساعت 2 از دسته [ گذشته ] ، از حرم مراجعت كرده ، آقايان از خواب برخاستند . « 2 » ساعت 4 آقاى « آصف الملك » و « عبد الكريم خان » رفتند « بغداد » . بنده و « آقا سيد حسن » رفتيم [ به ] حمام . مدتى در حمام بوده ، ساعت 7 بيرون آمده ، به منزل آمده ، غذا خورديم ؛ و ساعت 3 جمعى آمدند [ به ] منزل [ و ] قدرى صحبت كرده ، نيم ساعت به غروب [ مانده ] ، به حرم مشرف شده ، ساعت 2 مراجعت كردم . « عبد الكريم خان » از « بغداد » آمد . شب را تنها بوديم . ساعت 5 / 3 غذا خورده ، ساعت 4 خوابيديم .

روز جمعه ، سيزدهم [ صفر 1330 ه . ق . ]

ساعت 11 برخاسته « 3 » ، رفتم به « حرم مطهر » مشرف شده ، اول آفتاب مراجعت كرده ، چند نفر از آقايان تشريف آورده ، قدرى صحبت كرديم . امروز آقايان « آصف الملك » [ و ] « ميرزا عبد الحسين خان » ، غذا ميهمان من هستند به « چلوكباب » . « آقا رضا » ى پسر « شيخ العراقين » را هم نگاهدارى كرده ؛ خلاصه ، ساعت 6 همه جمع شدند . ديروز و ديشب ، باد مترقى وزيدن داشت به كمال شدت ؛ و امروز ، از صبح ، يعنى از 2 ساعت به صبح كه ساعت 10 باشد ، باران مىبارد و هوا خيلى شكسته است و گرم شده . بالجمله ، آقايان جمع شده ، مشغول كار شدند ؛ يعنى هريك كارى مىكردند ، تا ظهر نزديك شد . چلوكباب كاملى خورديم . و بعد به « حرم مطهر » مشرف گرديده ، از « حرم » به خانهء « آقا ميرزا مهدى » رفته ، [ در ] آن‌جا خيلى صحبت كرده ، آقايان را به قدر
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواستم ( 2 ) . در اصل : برخواستند ( 3 ) . در اصل : برخواسته