تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
مقدور از تأنى و سستى آنها ملامت كرديم . « آقا ميرزا عبد الحسين خان » ، نزديك غروب ، به « بغداد » مراجعت كرد . « آصف الملك » ، شب پيش بنده ماندند . و اول غروب به « حرم » مشرف [ شده ] ، ساعت 2 به خانه آمدم . « ميرزا عبد الرسول » ، تاجر « يزدى » مقيم « چين » آمده بود [ به ] منزل . كاغذى به آقايان حجج اسلام نوشته بود ، مبنى بر توبيخ و ملامت و تهييج آورده بود ، كه بنده هم ببينم . به عقيدهء خودش ، خيلى مؤثر نوشته است ، ليكن بنده چيزى نديدم جز مهملات چندى كه به هم بافته بود ، بىسروته . خلاصه ، او را راه انداخته ، قدرى انار خورده ، ساعت 4 غذا خورده ، ساعت 5 خوابيديم . « رضا » ، امروز ساعت 4 به غروب [ مانده ] ، از « كربلا » آمده [ و ] اسب‌ها آورد ، كه بايد اسب‌ها را براى « آصف الملك » به « بغداد » ببرد . در 30 ليره هر 3 را به « آصف » فروختم .

روز شنبه ، چهاردهم [ صفر 1330 ه . ق . ]

ساعت 11 برخاسته « 1 » ، به « حرم مطهر » مشرف شده ، ساعت 5 / 1 از دسته [ گذشته ] ، مراجعت كرده ، آقايان از خواب بيدار شده ، لقمة الصباح صرف شد . از منزل ، ساعت 4 آقايان سواره تشريف بردند [ به ] « بغداد » ، بنده كارهاى شخصى را انجام داده ، ساعت 5 / 5 رفتم [ به ] « عربانه » سوار شده ، راندم براى « بغداد » . قدرى بازار كار داشتم ، بازارها بسته بود . چون اكثر كسبهء بغداد يهودى هستند . ناهار ، خدمت جناب « آقا ميرزا عبد الحسين خان » صرف كرده ، ساعت 11 سوار « عربانه » شده ، مراجعت كرديم . اول غروب در « حرم مطهر » حاضر شده ، مشغول عمل شديم . ساعت 3 از شب [ گذشته ] ، به منزل آمده ، غذا خورده ، خوابيديم . پاكتى از جناب « آقا سيد حسين آقا » رسيد .

روز يك‌شنبه ، پانزدهم [ صفر 1330 ه . ق . ]

ساعت 11 برخاسته « 2 » ، رفتم حمام . از حمام به حرم رفته ، نماز خوانده ، به منزل مراجعت كردم . « عبد الكريم » را بيدار كرده ، چاى خورده ، من رفتم به خانهء « حاجى شيخ
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته ( 2 ) . در اصل : برخواسته