تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
« كاظمين » نظر به اعتماد و وثوقى كه به « آقا » دارند ، همان وقت شب همه با « فانوس » در اطراف شط حاضر شدند . خلاصه ، ساعت 5 « آقا » به خانهء خودشان وارد شدند و من هم خوابيدم .

روز دوشنبه ، نهم [ صفر 1330 ه . ق . ]

ساعت 10 به واسطهء كسالت مزاج از خواب برخاسته « 1 » ، خيلى سنگين و كسل و خسته بودم . برخاستم « 2 » [ و ] تا حرم رفتم ، [ و ] زيارتى خواندم . ديدم حالت زيارت ندارم ، بلكه دعاهاى يوميه را نتوانستم بخوانم ؛ قدرى در « حرم مطهر » نشسته ، اذكار خودم را با حال كسالت خواندم . آمدم منزل ، آتشى روشن كرده ، گرم شدم . خواستم دوائى بخورم ، منضجى « 3 » بينى به‌واسطهء خون زيادى كه در اين چندروزه از مجراى بواسير دفع شده بود ، ترسيدم . غذا ، قرار داده‌ام « آش شلغم » درست نمايند . بعضى از طلاب و از اهل حل و عقد آمدند . برخاسته « 4 » ، به خانهء جناب « شريعتمدار اصفهانى » رفته ، از آن‌جا رفتم بازار . « اهرابىزاده » رسيده ، با ايشان پياده قدرى راه رفته ، نزديك ظهر به منزل مراجعت كرده ، قدرى طول كشيد . غذا آوردند [ و ] ناهارى صرف شد . بعد از غذا ، خيلى سنگين شدم و رفته‌رفته حالتم خيلى بد شد . از حب‌هاى ملين خودم به واسطهء صبر كه دارد ، نمىخورم . بالاخره به حكم استخاره از شدت سنگينى و كسالت ، ساعت 2 به غروب [ مانده ] رفتم بازار ، 12 مثقال « ملح الاثمار » خريده ، آوردم . تقريبا به 3 مرتبه 7 مثقال آن را خوردم . انقلاب و اضطراب زياد شد . ساعت 11 رفتم به حرم . ساعت يك مراجعت كردم . ساعت 3 تفتيحى « 5 » شد و قدرى آسوده شده ، لقمه غذائى صرف كرده ، ساعت 5 خوابيدم . « آقا سيد احمد » امشب رفت به « كربلا » ، يعنى شام در خانهء ما صرف كرد و رفت .

روز سه‌شنبه ، دهم [ صفر 1330 ه . ق . ]

صبح ، به واسطهء مسهل ديشب ، حالتم بهتر بود .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته ( 2 ) . در اصل : برخواستم ( 3 ) . منضجى يا منضج( monzej )، دارويى كه خلط و ماده را بپزد و مهياى دفع كند . در فرانسوى به آنDelayantمىگويند . ( 4 ) . در اصل : برخواسته ( 5 ) . گشايش .