ميرزا ابراهيم » نماز خوانده ، امشب دفن مىنمايند .
روز سهشنبه ، هيجدهم [ محرم 1330 ه . ق . ]
صبح ، به موقع يوميّه بيدار شده ، به « حرم مطهر » مشرف شده ، ساعت 5 / 2 به منزل آمده ، جناب « آقا سيد حسين آقا » تشريف آوردند . قدرى با ايشان نشسته ، نزديك ظهر به خانهء « حاجى اسكندر خان » رفته ، غذا را باهم خورديم .
ساعت 2 به غروب [ مانده ] ، به خانه « آقا سيد كاظم » پسر « آقا سيد محمد حسين » رفتيم .
آقايان كرمانشاهانى قدرى صحبت شده ، ساعت يك به غروب [ مانده ] ، به منزل آمده ، با « آقا سيد حسين » حسابهاى خودمان را مفروغ « 1 » كرديم . 89 ليره طلب ايشان شد . خداوند به بركت محمد و آل محمد ، مرا از اين قرضها و گرفتارىها خلاص فرمايد .
خلاصه ، امشب چون خيلى هوا سرد شد ، كرسى گذاشته ، « آقا سيد حسين نجفى » با يك دسته از « طلاب » امشب روانهء « كاظمين » مىشوند . شام را با من خورده ، بعد از شام رفتند كه بروند مركز « عربانه » ، صبح بروند .
روز چهارشنبه ، 19 [ محرم 1330 ه . ق . ]
ساعت 11 برخاسته « 2 » ، به « حرم مطهر » مشرف شده ، يك ساعت از آفتاب گذشته ، به منزل آمدم . مجددا حركت كرده ، رفتم [ به ] صحن ، كه بروم منزل « آصف الملك » ، [ كه ] كسالت داشت .
خانهء « آصف الملك » را پيدا نكرده ، باران هم به شدت مىباريد . مراجعت به منزل كرده ، غذا خوردم . آقازاده مصطفى خان هم منزل ما غذا خوردند . بعد از ناهار رفتم به « حرم » . اذان ظهر را گفتند . نماز ظهر و عصر را خوانده ، ساعت 3 به غروب [ مانده ] ، مراجعت كردم .
آقايان جمع شدند . نيم ساعت به غروب [ مانده ] ، به « حرم حضرت ابا الفضل » مشرف شده ، ساعت 2 از « حرم مبارك » به منزل مراجعت كردم . شام خورده ، ساعت 4 خوابيدم .
روز پنجشنبه ، بيستم [ محرم 1330 ه . ق . ]
ساعت 11 برخاسته « 3 » ، نمازى خوانده ، اذان صبح را در منزل بودم . به واسطهء
هامش
( 1 ) . مفروغ( mafruq )، جدا كرده ، پراكنده شده ، مفروق .
( 2 ) . در اصل : برخواسته
( 3 ) . در اصل : برخواسته