كرده و مختصر سرماخوردگى به هم رسيده ، تب كرده بودم .
به هرصورت ، به مقدمات نماز پرداخته ، نماز صبح را [ در ] منزل خوانده ، نزديك آفتاب به « حرم مطهر » مشرف شدم . جمعيت ، زياد بود . « زيارت عاشورا » خوانده ، يك ساعت از آفتاب گذشته ، [ به ] « حرم حضرت ابا الفضل » - عليه السلام - به سلامتى عرضه داشته ، به منزل آمدم .
آقايان تشريف آورده ، « مجمع احباب » مجتمع شد . از آنجا به خانهء آقازاده « حاجى سيد قاسم » رفته ، روضهء كاملى خوانده « آقا سيد جواد » ، و گريهء مفصلى نموده ، ظهر بيرون آمديم . به اتفاق « آقا سيد احمد » و « سيد جمعه » رفتيم بيرون [ از ] شهر ، چند قطعه قصيل « 1 » براى مذاكره كرده ، فعلا معامله صورت نگرفت . از بازار علف مىخرند .
ساعت 4 به منزل آمده ، غذا خورديم .
ساعت 2 به خانهء « آقا ميرزا ابراهيم » روضه رفته ، يك ساعت به غروب [ مانده ] ، مراجعت كرده ، سر راه به اصرار آقاى « مصطفى خان » [ در ] خانهء ايشان چاى خورده ، غروب به « حرم مطهر » مشرف شده ، ساعت 2 در صحن به روضه شخص « آقا سيد جواد » رفته ، ساعت 5 / 3 به منزل آمده ، 4 غذا خورده ، دستجاب همه راه افتادهاند و از در « زينبيه » بيرون مىرود . همه دست [ ه ] ها از جلو خانهء ما عبور مىنمايند .
خلاصه ، ساعت 5 / 5 خوابيديم .
روز دوشنبه ، سوم [ محرم 1330 ه . ق . ]
ساعت 12 برخاسته « 2 » ، به « حرم مطهر » مشرف شده ، نماز خوانده ، نزديك آفتاب مراجعت كردم . چاى خورده ، « سردار اجلال » و بعضى از كرمانشاهيان آمدند . خيلى صحبت كرده [ و ] رفتند .
آقازاده « مصطفى خان » آمدند . باهم غذائى خورديم . چون من بعد از ظهر دير از حرم آمدم ، غذا نان افتاد .
3 به غروب مانده ، عصر رفتم به « حرم حضرت ابا الفضل » ، براى غروب مراجعت كردم ، كه نماز مغرب و عشا را در « حرم مطهر » موفق شدم . ساعت 4 غذا خورده ، خوابيديم .
روز سهشنبه ، چهارم [ محرم 1330 ه . ق . ]
هامش
( 1 ) . قصيل( qasil )، بوته جونارس ، آنچه سبز بريده شود از كشت ، خويد .
( 2 ) . در اصل : برخواسته