تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
ساعت 5 / 3 برخاستم « 1 » . جمعى [ به ] ديدن آمدند . آنها را زود دست‌به‌سر كرده ، خودم را به حرم رسانيده ، نماز ظهر و عصر را در « حرم مطهر » با هزار زحمت خوانده ، به منزل آمده ، ترتيب غسل شب عيد را داده ، نزديك غروب ، از خانهء « آقا ميرزا ابراهيم » ، بعد از روضه ، به حمام رفته ، از حمام يك‌سر به « حرم » رفته ، بر طبق دلخواه موفق بر « نماز » و « زيارت » كاملى شده ، ساعت 5 / 3 از شب به منزل آمده ، غذا خورده ، آقايان جمع شده ، شام خورديم . ساعت 6 خوابيديم .

روز شنبه ، دهم [ ذى حجه 1329 ه . ق . ]

ساعت 5 / 10 از خواب برخاسته « 2 » ، به اتفاق آقاى « مصطفى خان » مشغول كار شديم و نماز صبح را خوانده ، نزديك آفتاب به حمام رفته ، غسل كرده ، از حمام يك‌سر به خانهء جناب « آقا ميرزا ابراهيم » رفتيم . رفقا ، همه جمع بودند . بعد از ترحيب و تبريك [ به ] آقا ، بيرون آمده ، بلافاصله مشغول « نماز عيد اضحى » شده ؛ بعد از نماز ، خطبه سيد مرحوم خوانده شد . ساعت 5 / 5 از دسته [ گذشته ] ، به « حرم » مشرف شده ، عرض تبريك نموده ، زيارتى كرده ، به خانه رفتم و گوسفند را ذبح كرده ، تجديد وضو نموده ، به « حرم مطهر » رفتم . زيارت مفصلى خوانده ، نماز ظهر و عصر را [ اقامه ] نموده ، به منزل آمده ، چاى خورده ، گوسفند را تقسيم كرديم . امروز ، كرّه شفاته را كه سابقا مىخواستم بخرم ، آوردند . وقت ظهر ، « آقا سيد حسين آقا » به 10 ليره قباله كرده بودند [ و ] كره را بردند به خانهء « حاجى اسكندر خان » بستند . عصر ، 2 ساعت به غروب [ مانده ] ، رفتم منزل « عضد السلطان » . با او ملاقات كرده ، نزديك غروب به « حرم حضرت ابو الفضل » مشرف شدم . حقيقت ، جاى همهء دوستان خالى ؛ همه را دعا كردم ، مخصوصا به خانم « مفرح السلطنه » . ساعت 5 / 1 به « حرم » مشرف شده ، از آن‌جا به منزل آمده ، ساعت 4 غذا خورده ، خوابيديم . در واقع ، اعمال حج كامل شد . شكر اللّه ، الحمد للّه .

روز [ يك‌شنبه ] ، يازدهم [ ذى حجه 1329 ه . ق . ]

صبح ، به معمول هرروز برخاسته « 3 » ، به حرم مشرف شده ، براى چاى به منزل
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواستم ( 2 ) . در اصل : برخواسته ( 3 ) . در اصل : برخواسته