تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
مخصوصا به خانم « مفرح السلطنه » دعا كردم كه هرچه در « دنيا » و « آخرت » مىخواهد ، به او بدهند . از آن‌جا [ به ] بازديد رفقاى تبريز رفتيم . ظهر شد . مراجعت به « حرم » كرده ، نافله و نماز ظهر را در حرم موفق شده ، و خيلى تعجب دارم كه چگونه عرق اسلاميت اجازه مىدهد كه مسلمان « عرفه » را هرطور باشد ، خود را به « كربلا » نرساند . حقيقت بهشت اين‌جاست . بارى ، ساعت 5 / 3 به خانه آمده ، غذا خورده ، ساعت يك به غروب [ مانده ] ، رفتم حمام . با « آب فرات » ، كه از خانه گرم كرده ، آورده بودند ، غسل كرده ، محرّما به حرم آمده ، فيا سبحان الله ، كه حرم چه‌طور جنجال و جمعيت بود و عرب‌ها چه مىكردند . هرطور بود ، جاى خودم را گرفته و مشغول شدم . يك وقت ملتفت شدم كه ديگر قوهء دعا خواندن ندارم . به قدرى گريه كرده بودم ، كه ديگر رمق نداشتم . ساعت را ديدم . 3 از شب گذشته بود . برخاسته « 1 » ، مرخص شدم . خوشا به سعادت « مفرح السلطنه » ؛ در مدت عمر « دعاى كميل » را به اين ترتيب نخوانده بودم . الحمد للّه حق صورت را در سايه امام - عليه السلام - ادا كردم . اميد دارم قبول فرمايند . چون خيلى كسالت دارم و امشب نمىخواهم بخوابم تا ببينم چه مىشود . ساعت 6 غذا خورده ، خوابيدم . الحمد للّه ربّ العالمين .

روز جمعه ، نهم [ ذى حجه 1329 ه . ق . ]

يوم العرفه [ است ] . صد هزار شكر خداى را ، كه موفق شدم به اين سعادت عظمى . ساعت 9 برخاسته « 2 » ، وضو ساخته ، به حرم رفته ؛ جمعيت طورى است كه « زيارت » امكان ندارد . هرچه خواستم زيارت مفصلى بخوانم ، ممكن نشد . زيارت وارث خواندم ، و در همين مختصر زيارت ، تقريبا چند مرتبه مرا تا نزديك در برده ، مراجعت دادند . خواستم نقطه [ اى ] به دست آورده ، نماز بخوانم ، ممكن نشد . آن‌چه سعى كردم ميسر نشد . آمدم « سر مقبره » . يكى از عرب‌ها [ را ] كه پشت صندوق خوابيده بودند ، بيدار كردم . بناى مهمل‌گوئى را گذاشت و مرا رد كرد .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته ( 2 ) . در اصل : برخواسته