تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
تحصيل شد و من به قدرى كه سزاوار بود در كفن خود برداشتم ، و در حرامتخانه گذاشتم ، تا ان شاء الله تربت خشك شده ، بروم در حرم ببندم و ذخيره نمايم ، و براى هركس به دست خودم صره ببندم ، ان شاء اللّه ؛ و اين سوغات مرحمتى امام - عليه السلام - است .

روز چهارشنبه ، هفتم [ ذى حجه 1329 ه . ق . ]

سحر به اتفاق آقاى « مصطفى خان » به « حرم » مشرف شده ، از آن‌جا به منزل آمده ، از آن‌جا به خانهء رفقاى بصراوى رفتيم . به خانهء پسر « حاجى ناصر افندى بصراوى » ، مدتى آن‌جا نشسته ، « شيخ محمد صالح بصراوى » ، روضهء خيلى مفصل خوبى خوانده ، از آن‌جا به حمام رفته ، با آب فرات غسل كرده ، به حرم مشرف شده ، زيارت كاملى خوانده ، نماز ظهر را در حرم موفق شده ، براى غذا به منزل آمده ، بعد از غذا ، قدرى استراحت كرده ، چشم چپ [ من ] دانهء خيلى درشت سختى برآورده و خيلى اذيت مىكند ، ليكن هيچ عارضه و درد [ ى ] مانع زيارت نيست . در ساعت يك به غروب ، به « حرم حضرت ابا الفضل » مشرف [ شده ] و از آن‌جا به « حرم مبارك » آمده ، نماز را در رواق پشت‌سر موفق گرديده ، « آقا ميرزا ابراهيم » فرستادند رفقاى بصراوى منتظر شما هستند و « شيخ محمد صالح » مىخواهد در « سر مقبره » روضه بخواند ، شما [ هم ] بيائيد . من هم دعاهايم را ناتمام گذاشته ، مشرف شده ، روضهء كاملى خواند و گريهء مفصلى كرديم . از آن‌جا [ در ساعت ] 3 از شب [ گذشته ] ، به منزل رفتم . غذا خورده ، در سايهء امام - عليه السلام - خوابيديم .

روز پنج‌شنبه ، هشتم [ ذى حجه 1329 ه . ق . ]

ساعت 11 برخاسته « 1 » ، دانهء چشم خيلى درشت شده و اذيت مىكند . ناچار قدرى رعايت دانه را نموده ، نزديك صبح به « حرم مطهر » رفتم . به كلى راه ورود مسدود بود . به هرصورت ، خود را داخل كرده ، زيارتى كرده ، به منزل آمده ، قدرى شير چاى خورده ، ساعت 3 از دسته [ گذشته ] ، به اتفاق جناب « آقا ميرزا ابراهيم » و ساير آقايان رفتيم به خانهء « شيخ محمد صالح » . روضهء مفصلى خوانده و خيلى گريستم ، و به همه دعا كردم . مثل « آقاى شيخ محمد صالح » ، كم روضه‌خوان ديدم . خودش اهل معرفت است .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 371 | هارون وهومن