تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
از دكان « محمد جان » ، دواها را خريده ، يك ليره خورد كردم . از آن‌جا به دكان « رزاز » رفته ، 2 حقه « 1 » و نيم برنج خريده ، يك تومان و 10 شاهى داده ، از آن‌جا [ چون ] ظهر نزديك بود ، آقاى « مصطفى خان » را به منزل فرستاده ، خودم به « حرم حضرت ابا الفضل » به نماز رفته ، نماز ظهر و عصر را [ در ] آن‌جا خوانده ؛ « آقا سيد حسين آقا » يك جفت « جوراب ترك » و 2 قوطى « چاى » و يك دورى « رشته » فرستاده بودند . « حاجى اسكندر خان » عصر آمدند [ و ] شب هم بودند . رشته پلوئى خورديم و دعا به دولت آل محمد كرديم . و به « اعتضاد ديوان » دعا كرديم ، كه بساط ما را رنگين كرد . 3 « مجيدى » به « عبد الكريم خان » داده شد .

روز دوشنبه ، بيست و هشتم [ ذى قعده 1329 ه . ق . ]

ساعت 11 برخاسته « 2 » ، به « حرم » مشرف شده ، نزديك آفتاب به منزل آمده ، آقاى « مصطفى خان » هم آمدند [ و ] مشغول تدبير « ازاراقى » شدند . عبائى آمد ، 2 ليره پول عباها را گرفت . عباها را دادم بدوزند و آستر بكشند . هوا سرد شده است و هيچ لباس گرم نداريم . اتاق‌هاى ما هيچ‌يك زمستانى نيست . بارى ، بايد تدبير منزل نمود . امرو [ ز ] صبح ، رفتم خانهء آقازادهء « آقا سيد قاسم » . از آن‌جا به خانهء كارپرداز شاهزاده محتشم الدوله ، چون 2 شب قبل آمده بودند منزل ما ، ديدن ، خواستم [ به ] منزل ايشان بروم ، وقت گذشته بود . رفتم به خانه . طاس‌كباب شلغم داشتيم . طاس‌كباب را برداشته ، با « آقا سيد حسين آقا » رفتيم خانهء « حاجى اسكندر خان » ، غذا خورديم . جاى همهء دوستان خالى . خيلى خوب طاس‌كبابى شده بود . ساعت 3 آمديم منزل . ترتيب شرفيابى به « حرم » را داده ، رفتيم به « حرم » . ساعت 3 مراجعت كرديم .
هامش
شده و گياهى است از تيرهء خرزهره( CYmarain )كه چندين گونه دارد و همه داراى خاصيت قىآور و لينت هستند ، ميوه‌اش مركب از دو برگه طويل است و دانه‌ها داراى طعم تلخ و سوزانى هستند . برخى انواع آن به عنوان « گل زينتى » كشت مىشوند . به آن كوچوله يا قاتل الكلب هم مىگويند . ( فرهنگ فارسى معين ، 3 / 1995 ) . ( 1 ) . حقه( huqqe )، واحد وزن در كشورهاى عربى ، معادل 280 / 1 كيلوگرم در عراق . ( فرهنگ معاصر عربى فارسى ، 132 ) . ( 2 ) . در اصل : برخواسته