بالجمله ، با هزار زحمت خواند آن 6 ورقه را كه « تركى اسلامبولى » بود ، موضوع مطلب فقط همين بود كه دولت « ايتالى » ، تكاليف شاقه به دولت « عثمانيه » نمود ، كه دولت « عثمانى » از تعهد آن تكاليف خود را معذور مىديد .
لاجرم آن تكاليف را رد نمود [ و ] دولت « ايتاليا » اعلان حرب كرده و دولت « عثمانى » اعلان او را پذيرفته و حاضر [ به ] « جهاد » گرديده ؛ و عنقريب « 1 » شروع به جنگ مىشود ؛ و چون در دولت « مشروطه » ، عموم ملت حق دارند كه بر تمام وقايع داخله دولت مطلع باشند ، براى استحضار عامه ملت اخطار مىشود و از آنجايى كه نصرت دولت اسلامى را بايد در اماكن مقدسه عامه ملت از خداوند درخواست نمايند ، دربارهء برادران مجاهد خودتان دعا نمائيد و كسانى كه به جان مىتوانند حمايت اسلام را نمايند و به مال و به زبان ، باىّ نحو كان « 2 » ، بايد حمايت خود را دريغ ندارند .
بعد از ختم تلگراف ، مردم خواستند متفرق شوند ، زيرا كه اين مردم از اين دعوت انتظار اخبار به تخت نشستن « محمد على شاه « 3 » » را داشتند ، نه اين اخبار را .
مردم را مجددا به اصرار نشانيده ، « رئيس جزا » برخاسته ، « 4 » در پلهء دوم ايستاد [ و ] تلگراف « انجمن سعادت و اتحاد و ترقى » را - كه به عربى بود - در پلهء دوم منبر قرائت كرده ، پايين آمد . اين آدم بدون انقلاب نفسانى قرائت كرد ، ليكن صدايش خيلى ضعيف بود و نمىرسيد .
او هم پائين آمد .
« آقا سيد محمد حسين خادم روضهخوان » ، كه همشيره موثق الدوله را گرفته بود ، و سيد خوبى است ، بالا آمده ، به فارسى « خطابه » خوانده ؛ و به عربى دعائى كرد .
يك ربع به غروب ، مجلس به هم خورد .
در همين ضمن ، بعضى مىگفتند « عبد الحميد « 5 » » را مزاحمت دهيد ، اين جنگ از ميان مىرود .
هامش
( 1 ) . بهزودى .
( 2 ) . به هرصورت ممكن .
( 3 ) . محمد على شاه قاجار ، ششمين پادشاه سلسلهء قاجار ( حكومت : 1324 - 1327 ه . ق . ) .
( 4 ) . در اصل : برخواسته
( 5 ) . سلطان عبد الحميد دوم ، سلطان عثمانى ، كه در 1327 ه . ق . / 1909 م . از حكومت خلع و در 1330 ه . ق . به اروپا گريخت و در 1336 ه . ق . / 1918 م . درگذشت . جنگ عثمانى با « صربستان » و « روسيه » و قتلعام فجيع ارامنه در زمان او به وقوع پيوست .