وقايع يوميّه
روز يكشنبه ، 7 شهر شوال المكرم 1329 [ ه . ق . ] « 1 »
در « كربلاى معلى » اين « كتابچه » شروع شد . ساعت 11 ، به « حرم مطهر » مشرف گرديده ، تا نيم ساعت از دسته گذشته ، در « حرم » بودم . بعد از « زيارت » و « دعا » ، مراجعت به منزل كردم .
« آقا سيد احمد » آمدند [ و ] با يكديگر صرف چاى كرده ، منتظر « آقا سيد حسين آقا » و « آقا سيد محمد وهّاب » شديم . آقايان ، ساعت دو [ و ] نيم از دسته آمدند [ و ] مدت يك ساعت و نيم تشريف داشتند . ايشان تشريف بردند .
بعد از رفتن آقايان ، « آقا سيد احمد » را فرستادم ، برود ببيند « كليددار » منزل هستند يا نه ؟ خبر داد : « تشريف دارند . » ؛ لاجرم در خدمت « آقا سيد حسين آقا » رفتيم به خانهء « كليددار » . مدتى [ در ] خدمت ايشان نشسته ، « آقا سيد حسن سرخدمه » روضهخوان هم آمدند .
جمعى ديگر هم از اجزاء « آستانه » آمدند [ و ] آنجا مذاكره شد كه دولت « رم » - كه « ايتاليا » باشد - خبر داده است به دولت « عثمانى » ، كه اگر شرايط ما را قبول ننمائى ، جنگ را آماده باش .
او هم شرايط را نپذيرفته و جنگ را حاضر شده است .
در اين مبحث و ساير مباحث صحبت كرده ، ساعت 5 / 5 به منزل آمده ، « آقازاده مصطفى خان » و « نصر اللّه خان » و « مجد الذاكرين » و « حاجى معتمد » و « عبد الكريم » و بنده ، همان
هامش
( 1 ) . مصادف با اول اكتبر 1911 م . / 9 مهر 1290 ه . ش .