نمود : « ديدم عمل قبيحى كسى با من نمود ، كه از شدت الم از خواب جستم و خود را آلوده يافتم . يا ايّها الملاء افتونى فى رؤياى ان كنتم للرّؤيا تعبرون ؟ » جناب آقا فرمود : « ان شاء اللّه خير است » .
« حاجى سيد حسن يزدى الاصل جدّاوى » ، گفتند : « تعبير به اعتبار اوقات ، متفاوت مىشود . چنانكه شخصى خواب ديده [ كه ] « انجير » مىخورد . معبّر گفته بود به همان عدد « پول احمر » مىرسد . مكررا همان خواب ديده ، فرمود : به آن شماره ، چوب اصفر تناول مىنمائيد . دفعهء ثالث مشاهده گرديده ، معبر گفته همان موازى دمل بيرون مىآوريد . تمام ، در خارج وقوع يافت . از معبر ، سبب اختلاف « تعبير » در شخص و خواب واحد جويا شدند . جواب داد : اوّل مرتبه ، فصل انجير بود ، دوم مرتبه ، چوب انجير ، سيم دفعه ، هنگام جوش و خروش انجير بود .
لهذا ، اگر در عنفوان شباب اين امر رخ داده بود ، پول كلى عايد شما مىشد و درجه « على بيك » ، نايب « جدّه » را به شما مىدادند ؛ و حالا با اين ريش بياضى ، اين رياضت وارده ، مقتضى خروج « بواسير » است ، و علاجش به انداختن « زالو « 1 » » است .
ذلِكُما
« 2 »
مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي »
« 3 » .
شيخ بانى مهمانى گفتند : « چقدر شبيه است اين خواب ، به سير آن شخصى كه خود را در زمرهء سلسلهء ذهبيّه مجهوله جعل نموده ، روزى در تحقيق اين شعر مجعول كه « احتلام الانبياء ، الخ » مىگفت ، ديده شد شيطان با من دخل نمود ، و فلانش مانند فلان گاو بود ، و شعر شاهد بر شعور خود ذكر مىنمود . »
بايد پناه برد به خدا ، كه براى رياست دو روزهء دنيا ، فريب نفس را نخورند و اين مهملات را نبافند ، و خسر الدّنيا و الاخرة نگردند .
« اللّهمّ احفظنا من شرور انفسنا » .
يكشنبه ، شانزدهم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
تحويل « شمس » به برج « ميزان » و اوّل فصل « خزان » و استواى ملوان است . بعد از فوز به تلثيم عتبه ائمه بقيع و آستان حضرت مصطفوى - عليهم صلوات اللّه - در خدمت جمعى از علماى اعلام در « مسجد خير الانام » به نماز قيام نموده ؛ يكى از مطوفين و خدام حرم محترم ، براى شخص « مغربى » ، زيارتنامه مىخواند ؛ تا به « عمر - رضى عنه - » رسيد و به اين كلمات [ كه ] : « انت الّذى قال فى حقّك سيّد البشر
هامش
( 1 ) . در اصل : زلو
( 2 ) . در اصل : ذلك
( 3 ) . سوره يوسف - آيه 37 .