« ذو النّورين » آثارى به اسم دارند . سابقا ديوار بقيع فاصله بود . بعد از اين تعمير و قبّه ، ديوار را برداشتهاند و جزء بقيع نمودهاند .
و آنچه در « مجالس المؤمنين » مىگويند چارطاق « عثمان بن مظعون » ، كه اهل سنّت چنان پندارند كه مقام « عثمان بن عفان » است و از بناى « مجد الملك » - رحمة الله - بوده ، بايد سواى اين بقعه باشد ، و او داخل بقعه بوده است .
در محاذات « قبهء عثمان » ، قبهاى است [ كه ] بر سردرش اين كلمه نوشته : « هذه قبة حضرة حليمة السّعديّه » - رضى الله عنها - .
و اين دو بيت [ را ] نوشتهاند :
ياپلدى مرضييه ، فخر عالمة قبه * حليمه حضرتنة ، قيلدى پادشه حرمت
كه ذاتى در شرف دودمان سعديه * بو در محمّده اول بكندرن خدمت
در آخر بقيع ، به سمت باغات ، دو كوچه فاصل مىشود ، دو قبّه است نزديك به هم . يكى كه مؤخر است ، بر « سردر » ش نوشته : « هذا قبّة سعيد الخدرى » - رضى الله عنه - و به تركى دو بيت بر سنگ نقش است .
قبه نور سعيد الخدرى * اولدى رشك حرم چرخ نهم
بربرى ياور اوله پادشه * رضى الله تعالى عنهم
قبّهء مقدم ، متعلق است به حضرت طاهرهء مطهّره « فاطمه بنت اسد » و زوجه اسد « و والدة اسد الله الغالب على بن ابيطالب - ع - و سميّت بذلك لانّ الله تعالى فطمها بالعلم و من الطّمث كانت اوّل امراة هاجرت مع رسول الله - ص - من مكة الى المدينة على قدميها و كانت من ابرّ النّاس به رسول الله و روى انّها لمّا ماتت البسها رسول الله قميصه و اضطجع فى قبرها فقالوا يا رسول الله ما رايناك صنعت بهذه ففال انّه لم يكن احد بعد ابيطالب ابرّبى منها و انّما البستها قميصى لتكتسى من حلل الجنّة و اضطجعت معها ليهوّن عليها » .
و بر « سردر » بقعه متبركه ، اين عبارت و اشعار « تركى » منقوش است : « هذا قبّة الوالدة المحترمه حضرة على » - رضى الله عنه .
[ بيت ]
ياپدى بوقبه پرنورى شهنشاه جهان * دست عدوانله اولمشدى مقدم ويران
نجل ذيشاننى يا ورايده اول پادشه * فاطمه بنت اسد مادر شير يزدان
از طرف دست راست ، هنگام خروج از بقيع ، بقعهاى است [ كه ] مىگويند « عمّات