و حطّ فى بابنا ما شئت من ثقل * و كلّ شىء ترى صعبا يهون بنا
و « بقيع » ، مكان متّسع را گويند . و بعضى قيد نمودهاند كه در او درختى باشد يا 5 درخت . و به اينسبب ، « قبرستان مدينه » را « بقيع الغرقد » گفتهاند ؛ و متصل است به سور « مدينه » ، و دروازه [ اى ] كه به آنجا باز مىشود ، « باب الاموات » مىگويند و « باب الجنايز » .
و « غرقد » ، به فتح معجمه و سكون راء ، مانند « مرقد » : « شجر من شجر الغضا و هى بالقصر شجر ذو شوك و خشبه من اصلب الخشب و فى فحمه صلابة » . و بعضى ترجمهء « غضا » را « درخت تاق » نوشتهاند . و ظاهرا درختى كه « صدّيقه طاهره » بعد از مفارقت جناب پدر ، روزها در سايهء او مىنشستند ، در بقيع بوده ، چنانكه « بيت الاحزان » هم آنجاست .
خلاصه ، قبرستان عبرتانگيز و گورستان وحشتآميزى است .
اطرافش باغات « نخيلات » بسيار و بساتين متصل مىشود به « احد » و از يك طرف به « قبا » . و از « معارف » در آن قبرستان از هرگروه مدفون گشتهاند ، و اشاره به اعيان آنها مىنمايد .
از براى حصار « بقيع » 2 در نصب نمودهاند . يكى محاذات « بقعه متبركه ائمه » - ص - و غالبا مسدود است ، و يكى به دروازهء شهر نزديك است . و سنگ بزرگى بر سردر اين باب به خط « نستعليق » خوشى نوشته و حجّارى شده [ است ] . تاريخ تعمير بقاع آنجا و ساير اطراف « مدينه مشرفه » را اين شخص به نظم درآورده و در بالاى سر هر « بقعه » ، اسم صاحب بقعه را منظوما بر سنگ محجّر نمودهاند ؛ و به « تركى » گفته ، بر سر « بقيع » « قصيده طولانى » نوشتهاند ، اكتفا مىنمايد به شعر اخير ، كه سال تعمير و نام سلطان و ناظم معلوم مىشود .
[ بيت ]
شفيع اوله سا كه عزت بقاده بو تاريخ * بقيع ايتدى معلى بناى شه محمود
سنه 1223 [ ه . ق . ]
وارد « بقيع » مىشود ، به دست راست ، مسجد پوشيدهاى است مانند ، اتاق [ كه ] بر سر او نوشتهاند : « هذا مسجد ابى ابن كعب و صلّى فيه النّبى غير مرّة » .
در بقعهء ائمه بقيع ، جناب « امام حسن » و « امام زين العابدين » و « امام محمّد باقر » و « امام جعفر صادق » - صلوات الله عليهم - در يك ضريح مىباشند . مىگويند « عباس بن