چون بغض و حسد بردن خارجيان به سمع مبارك « ختمى مرتبت » رسيد ، به مسجد تشريف آورد و خطبهاى ادا فرمود [ و ] در ضمن آن مىفرمايد : « انّ رجالا يحسدون فى انفسهم فى ان اسكنت عليا فى المسجد و اللّه ما اخرجتهم و لا اسكنته انّ عزّ و جلّ اوحى الى موسى و اخيه ان تبوّ القومكما بمصر بيوتا و اجعلوا بيوتكم قبلة و اقيمو الصّلوة و امر موسى ان لا يسكن مسجد و لا ينكح فيه و لا يدخله الّا هارون من موسى و هو اخى دون اهلى و لا يحلّ مسجدى لاحد ان ينكح فيه النّساء الّا على و ذريّته فمن ساءه فهيهنا و اومى بيده نحو الشّام » .
خلاصه ، خانهء « على » و « فاطمه » به خانهء « رسول » - ص - اتصال دارد و اين اوقات به دور همه شباك برنج ممتازى نصب است ، و اندكى محوطهء خانهء « على » - ع - به قرب 2 ذراع از شباك روضهء « رسول » كمتر است و در وسط خانه ، جامهاى از بالا تا به زمين آويخته و به اطراف به قدر ذرع باز است . به تفاوت بعضى گوشهها دور مىگردند از داخل روضه و جناب « ختمى مرتبت » غنودهاند و پيش روى مباركش 3 شمعدان طلا و مرصع و مكلل به جواهر بسيار بزرگ گذاشته ، و در شبها روشن مىنمايند . و قناديل طلا معلّق است و بعضى چراغهاى ديگر آويزان است به دور مرقد مباركش شب روشن مىنمايند و مىگويند « ابى بكر » در پشت سر حضرت است ، به نحوى كه سر او در محاذى منكب جناب « رسول » - ص - واقع شده [ است ] و « عمر » پشت سر « ابى بكر » ، به هميننحو ، العلم عند الله .
و « صديقه طاهره » در وسط خانهء خود ، « آثار مرقدى » دارند و پوشى به روى او كشيدهاند و شمع كافورى و بعضى « جار » ها در روضهء حضرتش روشن مىشود و 2 در دارد ، كه از روضهء آن حضرت ، داخل ضريح پدر بزرگوارش مىشوند ، بهجز از درى كه داخل « ضريح فاطمه » مىشوند ، راهى ديگر معمول نيست به « روضهء رسول » .
اگر كسى راه بيايد ، اوّل به زيارت « صديقه » مشرف مىشوند ، از قرار روايتى كه از جانب « رضا » - ع - نقل شده ، چنين مىنمايد : « دفنت فاطمة فى بيتها فلمّا زادت بنو اميّة فى المسجد صارت فى المسجد » .
و به حمد الله ، به همت درويشان ، هنگام غروب و بردن شمع در روضه ، به تغيير لباس ، به شرف آستانبوسى شاه ايشان سر را قدم نموده ، بار يافتم و اين بيت « يغما » وقت تلثيم به خاطر رسيد :
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: هارون وهومن
ص١٩٦