شود ؛ و الّا عذرى مىآورند ؛ چنانچه عمدة الاعاظم « حاجى عبد الحسين امين التجار شيرازى » ، ساكن « بمبئى » - زيد عزه - مىگفتند ؛ اندك تعمير و مرمّتى در « بقعهء متبركه ائمّه بقيع » - سلام اللّه عليهم - مىخواستم بشود ، دو آنقدر منظور كه معمار ديده بود ، از آغايان « مدينه » گرفته تا « قاضى » و « پاشا » تعارف گرفتند و اذن دادند .
از آن طرف ، اگر « انگلستانى » بخواهد در ملك اسلام « كليسا » بسازند ، همان آن حكم مىدهند [ كه ] مصلحت است ، ولى آثار خير در ملك خودشان بنمايد ، صلاح نمىدانند ؛ مگر با « ليرا » ؛ چنانكه جناب اجل اكرم ، وزير اعظم ، « امين السلطان » - ادام اللّه اقباله - در چند سال قبل ، بناى ساختن صحن براى « بقعهء متبركه حضرت مجتبى » - سلام اللّه عليه - داشتند ، و كلا صلاح نديد و عذرهاى بدتر از گناه آوردند ؛ و حال آنكه بهعلاوهء فيض اخروى ، چهقدرها فايده به اهل « مدينه » مىرسيد ؛ ليكن فلان جزيره را مصلحت است [ كه ] ببخشند .
يكشنبه ، نهم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
و يوم تاسوعاست .
[ مدينه ]
2 ساعت از آفتاب گذشته ، به حمد اللّه و المنّه ، به شرف زيارت آستان ملايك پاسبان جناب « ختمى مرتبت » - صلوات اللّه عليه - و اصل شد .
در محلّهء « نخاوله » منزلى گرفته [ شد ] .
« مدينه طيبه » را گويند از اقليم دوّم است . در دامنه واقع شده ، و اسم اصلى او « يثرب » ، به فتح « يا » و كسر « را » بوده . در « مجمع » مىفرمايد : « يثرب به ياء الغايب اسم رجل من العمالقه و هو الّذى بنى مدينة النّبى فسميّت باسم بانيها » .
و به همين نام باقى بود تا ظهور رأيت اسلام « حضرت رسول » ، [ كه ] مكروه شمردند اين اسم را . « غيّره النّبى فقال بل هى طابة » . چون متضمن معنى « تثريب » و « توبيخ » و « تغيير » است ، « يقال ثرب عليه يثرب من باب ضرب يضرب اى عيب و لام » .
و در اشتقاق « مدينه » ، بعضى از « مدن » مىدانند . بنابراين وزن « فعليه » است . « من مدن بالمكان اى اقام » . و بعضى از « دان » گرفتهاند . اى ملك در اينصورت « مفعله » مىشود و ميم زايده است و جمع او « مدائن » با همزه است . و بنابراين قول اوّل ، وزنش « فعائل » مىشود و بنابر ثانى « مفاعل » مىآيد و نيز جمع او « مدن » به ضمّتين و « مدن » به سكون آمده . در « مجمع » مىفرمايد : « و يجمع ايضا على مدن و مدن