بين لا بيتها قال من بين الصورين الى الثنيّه و فى اخر ما بين تلّ عائر الى وعير و معنى الكّل واحد » .
و مراد از « صورين » 2 كوه است بر اطراف « مدينه » ، نام يكى « عائر » و ديگرى « وعير » نام دارد .
و بعد از اتمام غسل ، پاكيزهتر جامهء خود را بپوشند و به آرام دل و جان ، از باب ولايت علم داخل شوند ، به « باب السّلام » مىرسند [ و ] بخوانند : « بسم اللّه و باللّه و على ملّة رسول اللّه ربّ ادخلنى مدخل و اخرجنى مخرج صدق و اجعل لى من لدنك سلطانا مصيرا » . [ و ] وارد مسجد گردند .
و « مسجد » ، به كسر جيم و فتح رسيده و قاعده از « فرّا » كه يكى از علماى نحو است ، نقل شده ، كه هرلفظ عين الفعل ماضى او مفتوح و عين مضارع مضموم باشد ، مانند دخل يدخل ، اسم يا مصدر مفعل به فتح مىباشد . و فرق در « مصدر » و « اسم » نيست ، مگر در چند كلمه ، كه محض امتياز اسم از مصدر كسر را علامت اسم گذاشتهاند ؛ و از اين جمله است : « مسجد » و « مطلع » و « مغرب » و « مشرق » و « مجرز » و « مسكن » و « مسقط » و « مفرق » و « مرفق » و « منبت » و « منسك » .
و تجويز فتح را نيز نموده ، هرچند كه نشنيده باشند . و هرگاه عين الفعل ماضى مفتوح و مضارع مكسور باشد ، چون جلس يجلس . مصدر را به فتح گويند و موضع را به كسر ، مثلا هرگاه نزول مراد باشد ، گويند نزل منزلا ، به فتح زا . و اگر مقصود ، موضع باشد ، مىگويند هذا منزله به كسر ، از « بهترين مساجد عالم » ملك و شهاده « مسجدين » است ، يعنى مسجد « مكّه » و « مدينه » . و احترام اين دو مسجد ، زياده از ساير مساجد است ؛ چنانكه عبور از اين 2 مسجد در حالت مخصوص « حرام » است و در ساير « مكروه » ، و « مسجد » را گفتهاند ، يعنى « بيت الصّلوة » .
و نماز در « مسجد رسول - ص - » را به روايت « ابن عباس » فضيلت 000 ، 10 نماز است و در « مسجد اقصى » 1000 و در « مسجد الحرام » 000 ، 100 ، و در خبر ديگر است :
« قال - ص - صلوة فى مسجدى هذا خير من الف صلوة فيما سواه الّا المسجد الحرام فانّ الصّلوة فيه خير من الصّلوة فى مسجدى » .
و چون تغيير و تعمير يافته و مسجدان را بزرگتر نمودهاند ، ملاحظه مسجد مخصوص زمان آن حضرت را نمايند ، در همهحال پس بيا [ به ] نزد استوانه « ابى لبابه » و او را « استوانه توبه » نيز نام نهادهاند . و « ابو لبابه » ، به ضمّ لام و تخفيف باء موحده ،
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: هارون وهومن
ص١٩١