نمىرود [ و ] مىگويد : لا ترقدوا فانّ الحرامى كثير » .
روز شنبه ، غرّه « 1 » محرم الحرام سنه 1306 [ ه . ق . ]
عظم اللّه اجور المؤمنين بمصابهم بالحسين - عليه السّلام - .
[ كظيمه ]
« دوگانه » را در نيم فرسخى منزل خواندند . و يك ساعت از آفتاب گذشته ، به محطّه « كظيمه » رسيده . وادى بسيار واسعى است . چند چاه آب دارد . بعضى « گوارا » و « عذب » ، و بيشتر « بدطعم » و « تلخ » است .
از « عسفان » تا به اينجا ، تقريبا 9 فرسخ مىشود . مىگويند شيخ وادى « حمود بن حامد » است . نماز ظهر و عصر را جمع نموده ، سوار شدند . كنارهء دريا از دور نمايان است . زمين ، هموار و مسطح و به واسطهء رشّ رطوبت دريا غبار ندارد .
در بين راه ، « شكدوف » شكسته [ اى ] را ديدم ، رو به قبله گذاشته . گفتند : شخص « هندى » ، در شب گذشته با قافله مىرفته ، صدمه بر او وارد آوردهاند . در اين زمين ، راحت شده ؛ و اين علامتى است به روى او به قانون مرسوم .
اول مغرب ايستادند . نماز تمام شدند [ و ] روانه شدند .
يكشنبه ، دوم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
[ رابغ ]
اول آفتاب ، وارد « رابغ » شدند . و « رابغ » ، به كسر باء موحّده بطن وادى است كه تا « جحفه » ، مسافت 3 ميل بيش نيست . و « جحفه » ، ميقات اهل « شام » است . مسجدى ساختهاند و آبادى دارد .
و اسم « جحفه » ، « مهيعة » بوده است : « فاجحف اى ذهب السيل باهلها فسمّيت جحفه بضمّ جيم و يسمى ذلك السيل الجحاف بالضّم يقال سيل جحاف اذا جرف كلّ شىء و ذهب به و فى الحديث وقت لاهل الشام الجحفه » .
در « مجمع » بعد از ذكر اين حديث مىفرمايد : « هى مكان بين مكة و المدينة محاذية لذى الحليفه من الجانب الشامى قريب من رابغ بين بدر و خليص » .
خلاصه ، « رابغ » ، نزديك به دريا اتفاق افتاده [ است ] . بساتين زياد در اطراف دارد .
قلعهء حكومتى و قايممقام و عسكر سلطنتى موجود [ است ] . محلّ آب شيرين و گوارا ، اندكى دور از قلعه واقع شده و از شدت امنيّت ، عساكر سلطانى [ كه ] بر سر
هامش
( 1 ) . منظور : اول ، يكم ، آغاز .