4 ساعت از آفتاب برآمده ، « ناصر » و « شاكر » ، حكم بشيلوا و شدّوا ، نموده ، همگى سوار شدند . به قدر يك ميل راه كه رفتند ، آبادى مختصرى بود . بعضى « ضبطيه » از جانب « شريف عون » نشستهاند ، [ و ] « پول ميرى » ، يعنى مال ديوان جمالات [ را ] از جمالة مطالبه نمودند .
اوايل ظهر ، به مسجد و چاهى رسيدند . تا اين موضع ، 3 فرسخ از « مكه » طى مسافت شده ، « عمره مفرده » مىآورند به « مكه » ؛ بعضى پيادههاى « حاج » نماز خواندند .
[ وادى فاطمه ]
نيم ساعت به غروب مانده ، به منزل رسيده . اين « محطّه » ، اسمش « وادى فاطمه » است . به قرب اين موضع ، يكى از زوجات حضرت ختمى مرتبت دفن شده [ است ] . وادى بسيار وسيع [ و ] با روحى است . باغات و بساتين و نخيلات بىشمار دارد . آب جارى به قرب 3 سنگ از چشمه [ اى ] مىآيد [ كه ] « گوارا » و « شيرين » است .
و در وجه تسميهء اين وادى به « فاطمه » و آيا كدام « فاطمه » مىباشد ، تحقيقا در اين هنگام در نظر نيست . از بعضى سؤال نمودم ، مىگويند اجراى آب از اين چشمه ، از « حضرت صديقهء طاهره » - سلام اللّه عليها - شده [ است ] . در اينصورت ، وجه نسبت ظاهر است ، و ممكن است از « فاطمه بنت عمران بن عائذ » يا « فاطمه بنت اسد » يا « فاطمه بنت زائد بن الاصم » باشد . و آنچه در بعضى اخبار رسيده ، كه « قد ولد محمّد بن الحنفيّه ثلث فواطم » ؛ ظاهرا مراد ، همين مذكورات باشد . العلم عند اللّه .
بعد از اداى فريضهء « شام » و « خفتن » ، صرف طعام نمودند ؛ و بناى « نوم » را به « نوبه » گذاردند . در اطراف « محامل » و « شكادف » و « خيام » ، جمعى حراست مىنمايند و گاهى « حاج سيد مهدى حمله دار » فرياد مىنمايد : « لا تناموا فمن نام يندم و لا يبقى له دقيق و يبكى عليه الرّفيق و لا تخرجوا عن حول المشاعل فمن خرج يذبح خيالا فى ظهره كيس ابليس » .
« عجلان عرب » ، خادم « حاجى سيّد حسن » ، ساكن « جدّه » « بيده بندوق و يخاف منه اثنان » ؛ امّا خود « حاجى سيد » تفنگى به تركيب عصا ساختهاند ، به دست دارد ، بسيار خوب است ، 700 قدم به نشان مىزند ، صداى غريبى مىكند ، از صنايع « ايران » مىگويند هست .