« چاه » و « بركه » مىروند ، اقلا 10 تفنگچى بايد همراه بردارند « راويه » آب بياورند .
بعضى [ از ] چاهها در نزديك قلعه هست ، [ اما ] اندكى ناگوار [ هستند ] .
اوّل غروب ، سربازها در قلعه را بستند ، كه مبادا به قايممقام صدمه بزنند دزدها .
بعد از نماز و فراغت از صرف شام ، فرياد « لا ترقدوا و من هو من هو » بلند است .
« شيخ منصور » كه ريشسفيد « بنى زاهر » است ، مىگويد : « من خرج عن حدّه فدمه فى عنقه » . حاجى سيد مهدى ، حمله دار دريائى و حيلهدار همهجائى مىگويد : اين جمالان بىرحم ، از نژاد جمال و ساربان جناب سيد الشهدا - ع - مىباشند . در ورقه نوشتهاند [ كه ] آب و هيزم در عهدهء آنها است ، [ اما ] نمىآورند پيشكش ، به زحمت آبى تحصيل مىشود و چاى تلخ هنوز كسى نخورده ، مىآيند و دور انسان مىخوابند و مىگويند : « حاجى حبيب ، شاى » .
اگر تأمل شود ؛ در اطاعت امر فحش مذهب مىدهند . تمام مخارج را بايد داد ، به علاوه ، 2 « ريال فرنكسا » مىخواهند . درواقع ، آنچه ملاحظه شود ، اين هم از « قونسلات » است . بيچاره مىگويد 16 ريال كرايه به من بيش نمىدهند . از آنطرف ، از حاجى 75 ريال مىگيرند .
مختصر ، همين طايفه ، 5 سال قبل « 1 » ، تمام حجّاج را گذاشتند در « رابغ » و شب ، شترها را برداشتند و رفتند . يك ماه معطل بودند زوّار . ثانيا همان مبلغ را به « شيخ حامد بن حمد » دادند تا به « مدينه » مشرّف شوند . و اين يكى ، از انتظام دولت « عثمانى » و تدبيرات « ميرزا حسن خان » ، شهبندر ايرانى بود .
خلاصه ، شب را تا به صبح بيدار بوديم . باوجود اين از گوشه و كنار حرامى آنى دور نمىشدند . ندانستم سبب توقّف حاكم و اين مخارج عسكر در اينجا ، از براى چه امرى است ؟
دوشنبه ، سيّم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
بعد از اداى فريضه ، « شيخ محمد » نامى است ، اهل اينجاها . صحبت مىنمايد كه اطراف « جحفه » تا اين حدود به قرب 80 فرسخ آبادى بوده . در زمان سيدنا حسين - ع - به حضرتش نادانى نمودند ، به انگشت مبارك خطى كشيد . آب دريا ، طغيان نمود [ و ] غرق نمود آن آبادى را ، مانند توفان نوح ، به قرب 9 روز آب ايستاده بود .
و ليس ببعيد .
هامش
( 1 ) . منظور : سال 1301 ه . ق .