تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
الى « كربلاى معلّا » خود را هريك در مبلغ 135 تومان مكفا نمودند ، كه از هرجهت چه شام و نهار و چاى و كرايهء راه با « حاجى محمد » باشد و صيغهء شرعيه جارى نموده و كاغذ به مهر رسيده ، به حقير هم تكليف نمودند . گفتم : « شخص عاقل خود را به اختيار مجبور نمىنمايد ، مگر قضاى الهى مقدّر باشد كه گريزد و گريزى نباشد . » [ بيت ]
اين عجب كه دام بيند با وَتد * گر بخواهد ، ور نخواهد ، مىفتد چشم باز و گوش باز و دام پيش * سوى دامى مىپرد با پَرّ خويش
دو ساعت از آفتاب گذشته ، به سراى « آينه على خان » ، رفته ، عمدة التجار « حاجى شيخ محمد على قزوينى » را ملاقات نمود . « اختر افندى » هم تشريف آورده ، بعضى مطالب تحقيق شد . واقع « حاجى شيخ » ، آدم بامحبت معقولى است ، و گرفتارى سختى به جايى دارند ، بايد از خداوند مسئلت شود كه ما را به اين دام‌ها نيندازد و دفع شرّ اين شياطين انس را از سر ماها بكند . با وجود شيرينى محبت ، شيرينى ديگر آوردند . گفتند : « اسمش غراب مىباشد . » اخوىزاده‌اى هم دارند ، بسيار مؤدب و با اهل مودت ، الفتى دارند - وفقه الله تعالى - . از طرف « سلطنت عظمى » براى « مسئله مولويه » در بلاد روم ، « تكايا » و « ادرار » مقرر است ؛ و همچنين براى سلاسل ديگر . و آنچه به ظهور پيوسته ، مدت‌ها است كه رشتهء اين طريقه از مشايخ كبار ، جريان ندارد و منقطع شده . و تفصيل اين « سلسله » و تمام سلاسل را در « مسافرت‌نامهء هندوستان » ، « 1 » در طى ملك « دكن » و شهر « حيدرآباد » در احوال جناب قطب العارفين « سيد على رضا » و « شاه محمود » عرض شد ؛ و در ذكرش ، مكرر موقع ندارد . و در « مولوىخان [ ه ] ها » ، روز جمعه و اوقات مخصوصه ، « مجلس سماعى » دارند و از اشعار و غزليّات « مولانا » ، جمعى در مرتبهء فوقانى به صورت خوش مىخوانند و به بعضى نغمات مىسرايند و در وسط مرتبهء تحتانى حلقه زده به دور هم با شيخ خود حالتى دارند و حركتى مىنمايند و در اطراف « طاق » و « رواق » ، كسانى كه فارغ از اين حلقه هستند ، نشسته‌اند و به اختيار خوداند . « مولوى بزرگ » ، اظهار لطفى مخصوص فوق العاده به حقير نموده ، به منزل
هامش
( 1 ) . كتاب مستقلى از نايب الصدر به اين عنوان ديده نشده ؛ ظاهرا مطالب آن در طرائق الحقايق آمده است .