تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
رفته ، اين بغاز كوچكى منتهى به كوه مىشود . دو جسرى از « آهن » بسته‌اند از « اسلامبول » به آن طرف ، كه « غلطه » « 1 » باشد ، عبور مىشود و « كالسكه » و « سواره » و « پياده » ، هريك در « ذهاب » و « اياب » ، وجه معيّنى بايد داد ، و مبلغ كلّى هرروز جمع مىشود و به مصرف اجزا خانه‌هاى مجانى مىرسد . پل اول ، يك طرف او كه به شهر متّصل است مقابل « ينى جامع » ؛ طرف ديگرش كه به « غلطه » مىرسد ، مقابل « قره‌كوى » ، پل ديگر متّصل به شهر محاذات « فتر » است . سمت ديگر به « قاسم پاشا » وصل است و از جملهء جاهاى معروف آنجا « محلّهء ايوب » است . مىگويند « خالد بن ايوب انصارى » مدفون است . و « كاغذخانه » ، جاى باصفايى است ، خاصه در « بهار » ؛ و چون غالب عمارات از چوب است ، اسباب سوختن و آتش گرفتن همه روزه فراهم است ، سبزىفروش آنجا مال ديوانى ندارند ، مگر وقتى كه اعلان شود فلان نقطه آتش گرفته ، بايد فى الفور حاضر شوند ، همگى و به اسباب مخصوص آب جارى و آتش خاموش شود . غالب امراء عظام و سلطان‌زاده‌ها ، عمارات عاليهء خوب ساخته‌اند و هريك « يالى » معين دارند ، در اطراف « بغاز » ، چه طرف « آسيا » و چه « يروپ » . باب عالى ، مثل دربار همايونى است ، كه وكلاى دولت در آنجا جمع شده و به لوازم امور مملكت رسيدگى نمايند . « مسجد اياصوفيا » و عمارت « سفارت ايران » هم به قرب باب عالى است . انصافا خوب عمارتى است ، اگر وزارت و امارتى باشد . نماز در مسجد خوانده ، به گارى تراموا نشسته ، قدرى طى مسافت نموده ، خطى كه به طرف منزل بود ، جدا شد ، پياده شده ؛ اوايل شب ، جمعى از دوستان « خراسان » و « كاشان » به ديدن آمدند . در باب رفتن به سمت « مصر » و « اسكندريه » صحبت شد . رفتند و با « حاجى حبيب » قرار شد كه فردا به بعضى [ از ] « تكايا » و « مولوى خان [ ه ] ها » برويم .

روز چهارشنبه ، غرّه شهر ذى القعده الحرام [ 1305 ه . ق . ]

؛ صبح ، بعد از لوازم و آداب صبحگاهى ، آقاى « حاجى ميرزا على محمّد » و « حاجى ميرزا سعيد » ، با « حاجى محمد نام خراسانى » از زمان حال تا بيستم شهر صفر ، از « اسلامبول » تا « مكّه » و « مدينه »
هامش
( 1 ) . ترك‌ها به آن گالاتا( Galata )مىگويند و يكى از مناطق مهم و تجارى شهر استانبول گالاتاسراى نام دارد .