[ بيت ]
صلاح مملكت خويش خُسروان دانند * گداى گوشهنشينى تو حافظا مخروش
از هرگروه و ملّتى در آنجا ساكن ، و از هرمملكت زياد است . از « ايرانى » تقريب 3000 مىشود . مىگويند روزى 000 ، 30 رأس « گوسفند » در « قصابخانه » به مهر مىرسد و جلدش به « دباغخانه » مىبرند . ساير امورات را مىتوان قياس كرد ، از اين مجملات كه عرض شد ؛
« وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » *
« 1 » .
روز سهشنبه ، بيست و نهم [ شوال 1305 ه . ق . ]
و بيست و هشتم « حزيران » « 2 » ، ماه رومى و « وفات امام محمد تقى » - صلوة اللّه عليه و على آبائه - است ، كه در سنه 225 [ ه . ق . ] واقع شده ، بعد از ساعتى از آفتاب گذشته ، به عزم ملاقات جناب « اختر افندى » ، به خان والده رفتم .
داخل صحن به دست راست گذشتم . ديدم « آقا ميرزا عبد الباقى طباطبايى » ، كه از « منجيل » همراه بودند ، ايستاده ، گفتند : « منزل اينجاست » . نوزدهم نمرهء حجرهء « آقا ميرزا على اكبر آقاى اصفهانى » ، كه از تجّار معتبراند و 6 روز قبل از ورود ما به « مكه معظمه » مشرف شده ، ساعتى آنجا نشسته ، عالىجناب سيادت مآب « آقا ميرزا ابو القاسم » ، كه نايب گذاشته بودند در امور تجارتى ، بسيار مؤدب و معقول بود .
« چاى » و « قهوه » و « غليان » صرف شد و با هادى راهى به منزل و اداره افندى رفته ، صحبت از همهجا در ميان آمد .
اتفاقا روز « پست » بود . مختصرى به حضور جناب « وزير علوم » عرض شد و ايشان زحمت كشيده ، در لفّ مكاتبات خود ، ارسال [ به ] « دار الخلافه » نمودند .
دو « مخدومزاده » هم دارند ، بسيار « مؤدّب » و « مهذّب » اند . اميد آنكه « ترقيّات » ظاهره و باطنه نمايند .
ساعتى به ظهر مانده ، از « خان والده » به منزل آمده ، لقمه نانى صرف و استراحتى شد . عصر را براى ديدن بعضى مساجد و عمارات و پلهاى بغاز كوچك
هامش
( 1 ) . چند آيه شبيه به هم است ، در قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) ، مانند سوره بقره - آيه 284 ؛ مائده - آيه 40 ؛ مائده - آيه 120 ؛ انفال - آيه 41 ؛ توبه - آيه 39 ؛ حشر - آيه 6 .
( 2 ) . نام ماه نهم از سال روميان و نام روز اول تابستان ، مطابق تيرماه جلالى ، اما در « غياث اللغات » آمده است كه مطابق ماه « خرداد » باشد با اندك تفاوتى . برخى نيز اول حزيران را با 13 ژوئن مصادف مىدانند .