تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
روس داراى نشان و امتيازات است . در كل قفقازيه كه تفليس هم جزو قفقازيه است ، همين يك نفر به امر و اجازه و تعيين دولتين ايران و روس مأمور به رسيدگى امورات فقهيه است ، تنها . اينجا مثل تهران و ساير نقاط ايران نيست كه هركس افسار پاره كرده و چهار سال به مدرسه پناه برد ، بدون اجازه و رضايت دولت هر شكرى كه بخواهد بخورد و فقط اسباب ترقى خودش را در دخل و تصرف به امورات دولتى كه ابدا به او ربطى ندارد ، بداند . . . بعد از يكى دو روضه‌خوان شيخ الاسلام به زبان تركى به سيدى كه روى منبر بود گفت خرجى براى فقرا و غرباى مسلمان‌ها از آقايان و حاجىها بخواه . او هم عنوان كرد . هركس مىداد ، آن سيد در بالاى منبر بلند مىگفت كه فلان كس فلان قدر داد و دعا مىكرد . غالب مردم كه مىتوانستند دادند . يك نفر هم كه در لباس تجارت بود ، پولها را جمع مىكرد مىآورد پيش زانوى شيخ الاسلام . خيلى از اين كار خوشم آمد . تقريبا چهارصد پانصد منات جمع شد . يكى از روضه‌خوانها از پلهء دويم منبر خم شده ، آهسته به شيخ الاسلام گفت فلان شخص كه چند روز پيشتر در كوچه مست بود و به من فحش گفت ، الان در مسجد است . اذن مىدهيد بگويم كه همهء مسلمانها بدانند . شيخ الاسلام متغير شده به او گفت فضولى نكن روضه‌ات را بخوان بيا پائين . خدا اعلم به كار بندگان و اقدر از تست . از اين صفت بزرگ او هم كه ستارى باشد ، فوق‌العاده خوشم آمد . آهسته اظهار تشكر كردم . چهار ساعت بعد از ظهر اگرچه مجلس تمام نشده بود ، برخاسته به منزل آمديم . بعد از غروب قدرى با كنت در خيابان جلوى هتل پياده گشت كرديم . دستهء سينه زن مسلمانها رسيد . تماشاچى زياد با آنها مىرفت . با هم درشكه خواسته خيلى با آنها چنانچه كسى نمىدانست ، رفتيم . و برگشتيم . نصف شب شام خورده خوابيديم . در تفليس - روز جمعه يازدهم ( 11 ) : قبل از ظهر با جناب ناصر الملك رفتيم به ( هتل لندن ) منزل ميرزا اسد إله خان ، پسر نساء خانم غفارى كه از معاريف و متمولين قفقازيه هستند و راه ولادقفقاز را اين زن اداره كرده كه نظم و . خوبى آن راه در تمام روسيه مشهور و مشهود است . ( لچك اين زن بر سر سيد
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 92 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى