تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
محمد حسين آقا مدير الاعيان پسرعموى ظهير الاعيان و جناب ناصر الحكما و آقا على آقا بودند . ايستادند . پياده شدند ، روبوسى معمول شد . به اصرار فرستادمشان پيش ظهير الاعيان كه چند دقيقه بعد از ما از پيربازار سوار شده بود . اين راه كه از پيربازار تا شهر رشت مىرود ، و شايد يك فرسنگ و نيم باشد ، آخر يا اول همان راه روسهاست كه از رشت به تهران كشيده‌اند . دو طرف جاده چمن و جنگل است و مزارع . ولى خود جاده كه شايد پنج شش ذرع عرض داشته باشد ، يك وجب خاك نرم دارد كه در حين عبور مسافر به هوا صعود كرده وقت نزول به سر و ريش مسافر مىنشيند . رسيديم به شهر رشت . از كوچه و بازارها عبور كرده دم منزل ظهير الاعيان پياده شديم . باز هم قربانى مىخواستند بكشند . نگذاشتم . باز هم جناب سيد خطيب الاياله دم در ايستاده بود و بلند سلام كرد . صفا و روبوسى كرده وارد خانه شديم . تفصيل خانه و ترتيب اتاقهاى خانهء ظهير الاعيان به عينه همان است كه وقت رفتن نوشته‌ام . بدون كم و زياد . چند مجموعه شيرينى هم حاضر بود . پس از شش ماه تمام كه به روى صندلى يا نيمكت نشسته بودم ، در ايوان خانهء ظهير الاعيان خيلى معقول دوزانو مؤدب نشستم . محمود على كه چند ماه است از تهران آمده است ، آمد . خيلى از ديدارش خوشحال شدم . احباب و اخوان از قبيل مجير السلطان و غيره و غيره و وزير و كارگذار و مشير التجار همه جمع شدند . چاى و قليان و قهوهء شيرينى بود كه از درب و ديوار مىباريد و همه منتظر بودند كه از اول مسافرتم تا الان را بدون يك نكته فروگذار براى جداجدا تعريف كنم و هرچه ديده‌ام بگويم . من هم ابدا يك كلام نمىگفتم . گاهى يكى از آنها يك مطلبى مىپرسيد ، خيلى مختصر جواب مىدادم . مجلس كه قدرى خلوت‌تر شد ، هزار تومان قيمت انفيه‌دان را كه حوالهء تومانيانس داشتم ، از كيفم بيرون آورده دادم به مشير التجار كه چند قلم جنس رشت بخرد و با خودم به تهران ببرم براى تجارت انجمن اخوت . انشاء اللّه . شام مثل وقت رفتن در اتاق وسطى صرف شد . براى محمد عليخان در اتاق ديگر تختخواب حاضر كرده بودند . براى فقير در همان اتاق خواب كه عرض شد ، دو درب منظر رو به كوچه داشت . عكس زيادى به در و ديوار اتاق ، همه از آشنايان و احباب و اخوان تهران ، كوبيده بود . تقريبا يك‌ساعت هم تنها مشغول ديد و بازديد عكس‌ها بودم . شش ساعت از