تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
رضاى بادكوبه‌اى بود كه چند سال پيشتر معروف شد كه در روز عاشورا با يك زن ارمنيه‌اى مقاربت كرده و به هم چسبيده بودند و با هر تدبير جدا نشده بودند تا آنكه هردو را به دريا غرق كرده بودند و براى نمايش اين معجزه در تهران چندين شب چراغان كرده و عيدها گرفته بودند . و بعد معلوم شده بود كه هيچ اصلى نداشت و يكى از تجار بادكوبه خواسته اعتقادات ايرانيها را بفهمد . ميرزا عبد الرحيم طالبوف معروف كه صاحب تأليفات مفيد است و خيلى خوب به لسان حاليه غيرتمندانه چيز مىنويسد هم به حضور آمد . خيلى پير شده است . تا او را نديده بودم ، خيال مىكردم عمامه دارد و شكم بزرگى و قاطرسوارى و عصاى بلند و آدم مخصوص عصاكش كه جلوى قاطرش بدود بايد داشته باشد و حال آنكه اينطور نبود . شخصى است خيلى پيرمرد و لاغراندام و كلاه پوستى بادكوبه‌اى بسر دارد . ريشش مچه‌پى و سفيد است و چشمهاى شكسته‌اى دارد . اعليحضرت شاه خيلى به او اظهار التفات كرد . ناهار خورده راهى شديم . بعد از ناهار جناب مشير الملك يكدسته كتاب از تأليفات طالبوف كه خود او داده بود ، به در اتاقها آورد و هر يكى را يكى يادگار داد . با ظهير الاعيان و هاشم خان در اتاق نشسته مشغول خواندن آن كتاب شديم كه چقدر چيزهاى مفيد نوشته است . عصر رفتم اتاق جناب وزير دربار كه حضرت صدر اعظم و نواب موثق الدوله و جناب ارفع الدوله و جناب ناصر السلطنه هم آنجا بودند . باز هم يكى دو ساعت است كه در بيابان بىآبادى راه مىپيمائيم و گاهى هم دريا پيداست . باد شديدى هم مىآمد . شش ساعت از ظهر گذشته وارد گار بادكوبه شديم . اين گار همان است كه در وقت رفتن اينجا ناهار خورده بوديم و چقدر تعريفش را نوشته بودم . حالا چون جاهاى بهتر را ديده‌ام ، خيلى به‌نظرم كثيف و كوچك و چرك مىآيد ( يا مولى به دادم برس . وقتى گار راه‌آهن شهر تهران يا حضرت عبد العظيم را ببينم ) اعليحضرت شاه و سايرين رفتيم در همان اطاق كه عرض كردم آيهء قرآن به ديوارش نوشته است . بسيار اتاق كوچك ناقابلى است . حاكم شهر بادكوبه كه روس است و اعاظم شهر و تجار و تبعهء ايرانى و علماء مسلمانان و اجزاى قونسولخانهء تفليس و بادكوبه همه حاضر بودند و معرفى شدند . بعد در كمال بىنظمى و بىتربيتى و شلوغى و داد و بيداد سوار كالسكه‌ها شديم و رو به خانهء
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 354 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى