تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
كوچك و مختصر . رسيديم به هتل كه براى يكى دو ساعت راحت كردن و چاى خوردن حاضر كرده بودند . بعد از چاى خوردن اعليحضرت شاه و سايرين روانهء منزل عاليحضرت پادشاه شديم كه شام رسما دعوت داشتيم . عمارت پادشاهى چندان مفصل نبود . پر بد هم نبود . سفراء دول حاضر بودند . به حضور همايون معرفى شدند . ملكهء سروستان كه پانزده سال از شوهرش پيرتر است و نجيب هم نيست ، به زور عاليحضرت پادشاه سروستان ملكه‌اش كرده است و آبستن هم هست ، آمده . اعليحضرت شاه را به سر شام برد . همه رفتيم در سفرهء پادشاهى شام صرف كرده ، بعد از شام رفتيم به گار كه اعليحضرت امپراطور اتريش قطار كالسكهء مخصوص ( و حال آنكه مهمان نبوديم و خود اعليحضرت شاه براى رفع خستگى و كسالت رسميت سفر ، سه چهار شبه با خرج خودش به بوداپست مىرفت . ) فرستاده بود . هركس در ( ترن ) به منزلها رفته لباس رسمى را درآورده در جعبه‌ها گذارده ، تا كى بيرون بيايد و خوابيديم . چون اعليحضرت امپراطور اتريش تمام اختيار اين قطار كالسكه را از هر جهت در تحت فرمان اعليحضرت شاه واگذارده است ، امر شد كه تا صبح حركت نكند كه به راحتى بخوابيم و در وقت حركت هم خيلى آرام حركت كند . وقتى از مهمانى برگشته در اتاقم مشغول رخت كندن بودم ، ميرزا عبد الكريم خان ، گماشتهء حضرت صدر اعظم وارد شده يك فرنگى را كه يك جعبه ويالن دستش بود ، همراه آورد كه اين فرنگى ويالن‌ساز است و اين ويالن را خودش درست كرده . براى تقديم اعليحضرت شاه آورده . گفتم حالا كه دست من به اعليحضرت شاه نمىرسد . خود فرنگى گفت اين جعبه را حالا قبول كنيد . خودم به بوداپست خواهم آمد . قبول كردم . ويالن را گزارده رفت . ويالنش خيلى خوب بود . خودم به قصد تملك قبول كرده خوابيدم .
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 340 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى