تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧

بلغارستان

از اسلامبول به بلغارستان -

روز جمعه نهم ( 9 ) : خيلى پيش از طلوع آفتاب از صداى موزيك كه در يك استاسيون مىزدند ، بيدار شدم . رخت پوشيده به سالن رفتم و چاى صرف كردم . بعد به حضور رفته پس از ساعتى آمدم منزل مشغول نوشتن روزنامه شدم . پنج ساعت از دسته گذشته از خاك عثمانى خارج و داخل خاك بلغارستان شديم . ناهار طور غريبى شد . چون راه قدرى سرابالا بود ، قطار كالسكه را دو دسته كردند . به دو ( لكمتيف ) بستند . سفره‌خانه با دستهء ديگر بود . به هزار مرافعه دو ساعت بعدازظهر چند پارچه نان و قدرى پنير و چند خوشه انگور پيدا كرده در اتاق با نواب موثق الدوله و ظهير الاعيان و هاشم خان و فقير صرف كرديم . بعد از دو ساعت آن دستهء ديگر هم ملحق شد . پنج ساعت از ظهر گذشته وارد گار شهر ( صوفيا ) پايتخت بلغارستان شديم . پرنس بلغارستان و اعاظم آنجا براى تشريفات مقدم همايونى در گار حاضر شده بودند . اعليحضرت شاه و سايرين با لباس رسمى پياده شديم . در اتاق گار اعليحضرت شاه به پرنس نشان قدس داد . كالسكه‌ها حاضر بود . سوار شده رو به خانهء پرنس رفتيم . بلغارستان تقريبا هفت كرور جمعيت دارد . خود شهر صوفيا شصت و پنج‌هزار نفر . اين شهر تازه‌ساز است . يعنى آنوقت كه خودشان را از عثمانى كنار كشيدند ، يك ده خرابى بود . در اين بيست و پنج سال خيلى ترقى كرده . خيابانهاى وسيع