خيلى خانههاى كثيف نيمهخرابيست . با تخته ساختهاند . شش ساعت به ظهر مانده به گار شهر رسيديم . ترن ايستاد . چون گارهاى فرنگستان را ديده بوديم . اين گار خيلى بد و شلوغ و بىنظم بهنظر مىآمد . از همهجور آدم و حمال رخت پاره و گدا و عرب و كور و چلاق و سگهاى گر ديده مىشد . پائين آمده ما هم داخل آنها شديم . درشكه از سفارت آورده با يك نفر مأمور سفارت براى بلديت همراه ما شد .
كنت و من در يك درشكه و ظهير الاعيان و جامهدانها در يك درشكه نشسته به طرف سفارت ايران راهى شديم . چون شهر اسلامبول در كوه است پست و بلنديهاى زياد دارد . كوچهها خيلى تنگ و كوتاه و در كمال كثافت . صد رحمت به تهران . واقعا تهران خيلى تميزتر و باصفاتر است . يك خيابان مستقيم در تمام اسلامبول نيست . به سفارت ايران رسيديم . كاركنان سفارت تا دم درب سفارت استقبال كرده ، پياده شديم . باهم رفتيم در عمارت سفارت كه مرحوم ميرزا حسين خان مشير الدوله كه در زمان سفارت اسلامبولش ساخته و الحق خيلى خوب ساخته است . سه مرتبه و داراى سرپله و باغچهء اطراف عمارت است . مبلش هم از همانوقت است . خيلى اين سفارت را پسنديدم . مرا به تمام اتاقها بردند .
تماشا دادند . چند اتاقش فوقالعاده خوشمنظر است كه به بغاز و آنطرف بغاز كه ( بگ اقلى ) مىگويندش ، نگاه مىكند . تا وقت ناهار مشغول صحبت و تماشا بودم .
ناهار در سفارت صرف شد . بعد از ناهار درشكه حاضر كردند . به اتفاق ( ) « 1 » قونسول سفارت و ( ) « 1 » و كنت رفتيم كه برويم به عمارات سلطانى . براى تعيين اتاقها براى موقع جلوس اعليحضرت شاه و ملتزمين ، از پل معروف ( ) « 1 » كه روزى چهارصد ليره حقالعبور از عابرين مىگيرند ، گذشتيم . بسيار بد پلى است . خيلى ناهموار و تختههاى سائيده شده و سوراخ و بىاعتبار . عرضش تقريبا ده ذرع . طولش ( ) « 1 » ذرع است . محلهء بگ اقلى هم خيلى كثيف و متعفن است . رسيديم به عمارات سلطان كه سراى همايونش مىگويند و باغ بسيار بزرگى است كه چندين دست عمارات عالى و چند كارخانه و سربازخانه و اسلحهخانهها و توپخانه و توپريزى و فشنگسازى و شكارگاهها و مردابها و وزارتخانه در آنجاست و سه چهار حصار رفيع محكم به دور تمام اين
هامش
( 1 ) - در متن جاى كلمات خالى است .