بلغارستان
وارد خاك بلغارستان شديم . بلغارستان يكى از دول كوچك تبعهء عثمانى است . در گار شهر ( صوفيا ) كه پايتخت بلغارستان حساب مىشود ، بيست دقيقه ترن ايستاد . كنت و ظهير الاعيان براى تهران كارتپستالها نوشتند . چون صبح چاى و نان و كرهء مفصلى كرده بوديم ، يك ساعت از ظهر گذشته ناهار خواستيم . ( كند كتر ) يعنى پيشخدمت كالسكه ، ميز سهنفرى در اتاق ظهير الاعيان كه وسعتش زيادتر بود ، ( چون انگليسى هماتاق ظهير الاعيان در گار صوفيا پياده شده بود ) حاضر كرده در بين حركت ناهار خوبى به قول درويشهاى عجم نور شد . بعد از ناهار همه را مشغول صحبت و راه پيمودن و تماشاى صحراها و دره و كوهها كه مثل اطراف شهر تهران و دامنهء شميران مىماند ، بوديم و چاى مىخورديم . چهار ساعت و ربع از ظهر گذشته ،