تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
كالسكه‌اى كه به اسلامبول مىرود ، پيشتر بروم و ترتيب منازل اعليحضرت شاه و همراهان را در اسلامبول بدهم كه در ورود آنجا منزل بىنظم نباشد . در كمال عجله لباس رسمى را كنده پيچيدم و به ظهير الاعيان گفتم جامه‌دان و جعبهء لباس رسمى مرا در آن ترن حمل كرده ، يك ساعت به نصف شب مانده در ( ترن واگون‌لى ) كه مال كمپانى خيلى معروفى است . با كنت و ظهير الاعيان نشسته ، پشت به سروستان رو به اسلامبول حركت كرديم . كنت و فقير يك اتاق نمرهء اول داشتيم . ظهير الاعيان چسبيده به اتاق ما در نمره دويم منزل دادند . نيمكت‌هاى خواب ما را گشادند . جاى كنت روى من بود . هم‌اتاق ظهير الاعيان يك انگليسى بود كه موى سرش مثل موى عاريتى و خيلى زرد بود . خوابيديم . تا بيدار بوديم از سه چهار تونل گذشتيم .

از سروستان به اسلامبول -

روز جمعه دويم ( 2 ) : ديشب خوب خوابم نبرد . صبح هم قبل از آفتاب بيدار شدم . از توى كوههاى سنگى و سه تونل رد شديم . يواش‌يواش صحرا و كوهها و مزارع شبيه به ايران مىشود . دهات و خانه‌هاى رعيتى تقريبا مثل گيلانات با سفال و تك‌تك با گلش پوشيده شده است . رمه‌هاى گاو و گوسفند و بز در صحراها مىچرانند و رنگ مردمانش تقريبا گندمگون است . معلوم است كه مشرقى هستند . كلاه‌هاشان عموما فرنگى ولى از ده چهار پوستى ، به وضع كلاه قزاقى روسى و از ده يك فينهء عثمانى . زنها سرشان يا چارقد كوچك يا دستمال بزرگ بسته است . رويشان هم باز است . هفت ساعتى صبح كه پنج ساعت به ظهر مانده باشد . از خاك سروستان گذشته ،
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 321 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى