سروستان « 1 »
نه ساعت از ظهر گذشته وارد ( بلگراد ) پايتخت دولت ( سروستان ) كه پيشترها جزو و تحتالحمايت دولت عثمانى بود و تقريبا بيست سال است كه مجزا شده داراى پادشاه و رسميت مخصوص است ، شديم . اعليحضرت شاه در لباس رسمى پياده شدند . در گار خيلى شلوغ بود . مأمورين سه دولت به هم ريخته بودند . مأمورين و مهمانداران دولت اتريش و مجارستان بودند كه بايد وداع كرده از اينجا مرخص بشوند . مأمورين و مهمانداران دولت سروستان بودند كه ترن مخصوص دولت سروستان را آورده بودند كه اعليحضرت شاه امشب را بايد با همراهان در آن قطار كالسكه بمانند و بخوابند . مأمورين دولت عليه عثمانى بودند كه ترن مخصوص اعليحضرت سلطان عثمانى را آورده بودند . كه فردا صبح بايد اعليحضرت شاه و همراهان در آن قطار سوار شده از سروستان خارج شوند . تمام اين مأمورين را فقير معرفى كرده سوار ترن سروستان شديم كه ايستاده بود . خيلى جاها تنگ و غيرمرتب و بىنظم بود . تمام همراهان از جناب علاء الملك سفير كبير دولت عليه ايران در عثمانى شكايت داشتند و بيچاره خودش كه الان وارد شده بود ، حيران و بيچاره مانده بود .
اعليحضرت شاه و حضرت صدر اعظم امر كردند كه فقير الآن با قطار
هامش
( 1 ) - منظور ( صربستان ) است .