و فوج حاضر بودند . پرنس اعاظم و نجباى مجارستان را معرفى كرد . اعليحضرت شاه هم همهء ماها را به او معرفى كرده به ترتيب در كالسكهها سوار شده رو به منزل رفتيم . خيلى خوب شهرى است . خيابان وسيع ممتدى دارد . شبيه به خيابان ( ورشاوى ) از گار تا هتل در تمام راه فوج و سوار ايستاده و پشت سر آنها تماشاچى اهل شهر بودند . فوقالعاده با منت پذيرائى كردند . هتلى كه منزلمان دادند ، خيلى باشأن و مزين است . اتاقى كه موقع جلوس همايون است ، همان اتاقى است كه ناصر الدين شاه شهيد در مسافرت به فرنگستان منزل كرده بودند . يك تابلو هم صورت ناصر الدين شاه شهيد و همراهانش در آن اتاق هست . اعليحضرت شاه متأسفانه خيلى تماشا كردند . از حضور مرخص شده به منزلهامان رفتيم . اتاق فقير از طرفى به اتاق نواب موثق الدوله و از طرفى به اتاق جناب ارفع الدوله همسايه است . خيلى از همسايگانم ممنون هستم . كنت خيلى از من دور است . از براى ظهير الاعيان هم در نزديكى من اتاقى حاضر كردهاند . از اين جهت هم متشكرم .
شام خبر كردند . نواب موثق الدوله و فقير در سفرهخانهء رسمى نرفتيم . شام دونفره خواستيم . آوردند . خورديم . خيلى خوب خوابيديم .
در بوداپست -
روز سهشنبه بيست و نهم ( 29 ) : پيش از ظهر به حضور رفتم . دندان اعليحضرت شاه درد مىكند . مشغول مداوا بودند . رفتم اتاق كنت كه در مرتبهء بالا است . خيلى اتاق قشنگى است . رو به رودخانهء ( دانب ) نگاه مىكند . وقت ناهار با جماعت در سفرهخانهء هتل ناهار صرف كرديم . خيلى هتل آباد مزينى است . پله و سرپلهء ورود و محجر برنزى « 1 » و ستونهاى برنز « 2 » اين هتل را در هيچجا نديدم . بعد از ناهار با نواب موثق الدوله رفتيم بازار كه هم گردش كرده باشيم هم اگر چيزى لازم داشته باشيم بخريم . به يك دكانى رفتيم . دو عدد شمعدان بزرگ با شمع و كبريتش به هفتاد فلارنك « 3 » كه بيست و هشت تومان ايران باشد ، خريدم براى تقديم سر مقبره در خانقاه ملايكپناه . انشاء اللّه . و از يكى دو خيابان با درشكه گذشته شهر را تماشا كرديم كه بهترين شهرها است كه ديدهايم . عصر اعليحضرت شاه هم به گردش رفت . نزديك غروب آفتاب ميرزا اسمعيل خان كه همان ديروز از وينه عقب ما آمده ، آمد . با او قدرى صحبت
هامش
( 1 ) - متن : برنسى
( 2 ) - متن : برنس
( 3 ) - كذا جاهاى ديگر هم ( فلرنگ )